وزن کے تحت کتاب
یہ صفحہ صرف وزنِ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 101 - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 102 - رحم اللاه مرئا عرف قدره و لم یتجاوز طوره
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 103 - قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منزل اول
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 104 - قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مرد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 105 - تتمه قصه غوری
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 106 - در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کرد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 107 - اشارت به آنکه عزلت بر دو قسم است عزلت مریدان و هی بالاجسام عن مخالطة الاغیار و عزلت محققان و هی بالقلوب عن ملاحظة الاکوان
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 108 - در بیان آنکه ارباب عزلت و اصحاب خلوت بر سه طبقه اند طبقه اول آنکه نیت ایشان در عزلت و خلوت اجتناب از شر انام و اتقا از ضر خواص و عوام باشد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 109 - تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 110 - طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرف
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 111 - سؤال و جواب راهب
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 112 - در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتاده
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 113 - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 114 - قصه زاهد و عارف
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 115 - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 116 - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارم
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 117 - در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چهار رکن است که ابدال به سبب مداومت بر آن به مقام خود رسیده اند و آن سه رکن دیگر صحت و جوع و سهر است چنانکه خواهد آمد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 118 - اشارت به رکن دوم از ارکان مقام ابدال که دوام صمت است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 119 - قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 120 - در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 121 - اشارة الی قوله علیه السلام من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیصمت
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 122 - در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 123 - بر تحریص و تحریض بر پاس داشتن انفاس و منع و زجر از تضییع و اهمال آن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 124 - رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 125 - در بیان آنکه نسبت حال مؤمنان و کافران با انبیا علیهم السلام همچون نسبت حال سپاه اسکندر است با اسکندر
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 126 - سؤال و جواب
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 127 - التفات من الغیبة الی الخطاب بلسان المناجات
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 128 - اشارة الی معنی قوله تعالی: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکین
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 129 - جواب دیگر بر سبیل تنزل از سؤال لزوم انقلاب حقایق
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 130 - در بیان آنکه مرویست از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم که گفت لقیت ابراهیم لیلة اسری بی فقال یا محمد اقراء امتک منی السلام و اخبر هم ان الجنة طیبة التربة عذبة الماء و انها قیعان و ان غراسها سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر، رواه الترمذی
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 131 - اشارت به رکن سوم از ارکان ولایت که جوع است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 132 - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یوجر ابن آدم فی نفقته کلها الاشیئا وضعه فی الماء و الطین
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 133 - اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باق
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 134 - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبه
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 135 - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعام
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 136 - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آن نیافریده است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 137 - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 138 - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قرب
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 139 - در مذمت صوفی نمایان ظاهر آرای و معنی گزاران صورت پیرای
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 140 - حکایت بر سبیل تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 141 - تتمه سخن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 142 - حکایت بر سبیل تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 143 - تتمه سخن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 144 - حکایت بر سبیل تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 145 - در بیان سهر و بیخوابی که رکن چهارم ولایت و مقام ابدال است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 146 - اشارة الی قولهم عند الصباح یحمد القوم السری
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 147 - ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالها
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 148 - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی و جنة عرضها السموات و الارض
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 149 - در معنی قوله علیه السلام الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 150 - حکایت بر سبیل تمثیل