صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 143 - تتمه سخن

بخش 143 - تتمه سخن

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

به سخن شیخ روز را گذراند

به حیل شام را به چاشت رساند

22

وان حوایج که نقد گنجینه

بود ز آیندگان پیشینه

33

حاضر آورد یک دو کاسه طعام

داشت محسوب در وظیفه شام

44

چون شد آن آش و ماش و خورده روان

برگرفتند کاسه ها ز میان

55

نقل های ذخیره پیش کشید

نقل می گفت و نقلکی می چید

66

چون ز شب درگذشت یک دو سه پاس

گفت بر نقل و نقل شکر و سپاس

77

جانب خوابگه قدم برداشت

بره و گرگ را به هم گذاشت

88

گرگ بی حد گرسنه بره زبون

چون بماند سلامت از وی چون

99

شیخ در خواب و مفسدک بیدار

شیخ بیکار و مفسدک در کار

1010

ساخت اندر پناه لنگر شیخ

کار خود را که خاک بر سر شیخ

1111

گر زنی طعن این بر آن غرزن

بر تو خواند که ان بعض الظن

1212

بعض ظن گفت حق نه کل آخر

صدق بعضی ظنون بود ظاهر

1313

این نه صوفیگری و آزادیست

بلکه کیدیگری و قوادیست

1414

شیخ و صوفی که گفتمش صد بار

می کنم زان گناه استغفار

1515

آن فرومایه را چه استحقاق

کین اسامی بر او کنند اطلاق

1616

لقب و اسم پادشایی چند

حیف باشد بر این دغایی چند

1717

بلکه زان کس کش اینچنین کار است

حرف را ننگ و لفظ را عار است

1818

کاش او را نمونه ای بودی

که من آن را به خلق بنمودی

1919

تا به تمثیل شرح سیرت وی

کردمی همچو آن عرب در ری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

با پسر گفت لولیی در ده

نیست چیزی ز نان گندم به

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 142 - حکایت بر سبیل تمثیل

اگلی نظم

عربی را که بود ساکن بر

جانب ری فتاد رای سفر

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 144 - حکایت بر سبیل تمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور