باب
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 1 - الله سبحانه هوالبرالودود
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 2 - اشارت به تنزیه و تقدس حضرت حق سبحانه و تعالی
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 3 - در بیان آنکه حقیقت حضرت حق سبحانه و تعالی هستی ساذج است و وجود مطلق
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 4 - اشارت به معنی تنزیه که متقضای عقل و تشبیه که موجب سمع است با تنبیه بر آنکه کمال در مرتبه جمع است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 5 - مناجات در تضرع و ابتهال به حضرت ذوالجلال والافضال جل جلاله و عم نواله
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 6 - در نعت سیدالمرسلین و خاتم النبیین علیه من الصلوات الفضلها و من التحیات اکلمها
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 7 - در خطاب زمین بوس حضرتی که نقش خاتم نبوتش خاتم النبیین است و طراز خلعت رسالتش سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 8 - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنه
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 9 - خطاب زمین بوس با ترغیب در رعایت رعایا و شفقت بر عموم برایا
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 10 - قصه شفقت ورزیدن موسی علیه السلام و بره گریخته را به دوش کشیدن و از گلیم شبانی به خلعت کلیمی رسیدن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 11 - در بیان آنکه حکمت در وجود پادشاه صاحب جلالت حکمت است به موجب راستی و عدالت
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 12 - در صفت عدل و نصفت
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 13 - در بیان آنکه طمع را که از جمله آفات است با منقبت معدلت منافات است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 14 - پند مأمون به فرزند خویش
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 15 - قطع اطناب اطناب و ختم بر دعای استجابت ماب
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 16 - گفتار در ترغیب مسترشدان آگاه بر مداومت کلمه طیبه لااله الاالله که مفتاح گنج سعادت و مصباح کنج عبادت است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 17 - اشارت به آنکه گفته اند الصوفی کاین باین
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 18 - اشارت به ذکر خفیه که گفته اند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب به
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 19 - در کشف و اظهار آنکه در نفس کلمه طیبه لااله الاالله اشارتی هست به ستر و اخفای آن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 20 - اشارت به آنکه در ترکیب و ترتیب حروف کلمه طیبه اشعاری هست به ستر توحید که مفهوم و مضمون آنست
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 21 - قال بعض کبراء العارفین قدس سره معنی لااله الاالله ان لا شی ء مما یدعی الها غیرالله
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 22 - در مذمت آنان که به جهت اجتماع عوام و استجلاب منافع معاش از ایشان مجالس آرایند و به سبیل جهر و اعلان به ذکر حق سبحانه و تعالی اشتغال نمایند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 23 - تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 24 - در بیان فرق میان رقص ارباب نقص و حال اهل کمال
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 25 - تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 26 - در ذکر قلبی آنان که دم از ذکر قلبی زنند و بر خود علامات آن نصب کرده آن را از قبیل ذکر خفیه شمارند و ندانند که آن نیز حکم ذکر جهر دارد بلکه ذکر جهر نیز از آن بهتر است زیرا که در ذکر جهر اصل ذکر متحقق است و احتمال غیر آن ندارد به خلاف ذکر خفیه
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 27 - حکایت آن غوری که در مناره پنهان شده بود و فریاد می کرد که مرا مجویید که من اینجا نیستم
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 28 - در بیان آنکه آنچه گذشت مذمت ذکر سر و جهر نیست بلکه مذمت جماعتی است که آن را وسیله لذات جسمانی و شهوات نفسانی ساخته اند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 29 - در بیان آنکه از خودی خود رستن و از عجب و ریا خلاص شدن جز در خدمت پیر صاحب تصرف دست ندهد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 30 - در بیان معنی رباعی که منسوب است به یکی از سلسه خانواده خواجگان ماوراء النهر قدس الله اسرارهم
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 31 - در ترغیب مطالب بر مراقبه که عبارت است از نسیان رؤیة المخلوق بدوام النظر الی الخالق بنسیان رؤیة المخلوق یعنی رونده راه می باید که دائما ناظر جناب احدیت باشد و رقم نسیان و نیستی و فنا بر ناصیه جمیع مخلوقات کشد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 32 - حضرت خواجه بزرگ بهاء الحق و الدین المعروف به نقشبند قدس سره می فرمودند که دوام مراقبه نادر است و از این طایفه اندکی کسب آن کرده اند و ما به طریق حصول آن را یافته ایم که مخالف نفس است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 33 - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیده
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 34 - در بیان آنکه حضرت خواجه بزرگوار قدس سره می فرمودند که بنای کار را به نفس می باید کرد چنانکه اشتغال به وظیفه و زمان حال از تذکر ماضی و تفکر در مستقبل را مشغول گرداند و نفس را مگذارد که ضایع گذرد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 35 - امام شافعی گفت عمری گرد صوفیه گردیدم از ایشان دو سخن پسندیده شنیدم. یکی آنکه الوقت سیف قاطع و دیگر آنکه ان من العصمة ان لا تقدر
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 36 - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 37 - در شرح حدیث اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 38 - در بیان معنی ان من العصمة ان لایقدر
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 39 - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبر
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 40 - در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خود مجبور باشد اختیار وی به جبر راجع شود پس حکمت تکلیف وی به اوامر و نواهی چه باشد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 41 - حکایت بر سبیل تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 42 - امتحان کردن شاه آن دو غلام را
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 43 - سرعت نمودن غلام مقبول به انقیاد امر پادشاه و تبری کردن او از حول و قوت خویش
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 44 - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاه
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 45 - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شود
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 46 - اشارت به آنکه امر دو قسم است ایجادی و ایجابی
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 47 - سؤال غلام گناهکار از شاه گردون اقتدار
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 48 - جواب پادشاه از سؤال غلام
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 49 - سؤال دیگر از زبان غلام
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 50 - جواب