صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 28 - در بیان آنکه آنچه گذشت مذمت ذکر سر و جهر نیست بلکه مذمت جماعتی است که آن را وسیله لذات جسمانی و شهوات نفسانی ساخته اند

بخش 28 - در بیان آنکه آنچه گذشت مذمت ذکر سر و جهر نیست بلکه مذمت جماعتی است که آن را وسیله لذات جسمانی و شهوات نفسانی ساخته اند

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

آنچه کردم بیان درین گفتار

نیست بر ذکر سر و جهر انکار

2

غیر ذکر خدا چه سر و چه جهر

نیست دل را نصیب و جان را بهر

3

هست انکار من بر آنکه کسی

سازد آن را وسیله هوسی

4

خویش را ز اهل حق کند به دروغ

تا ستاند بهای تره و دوغ

5

زیر پای آورد کتاب خدای

تا نهد شیشه شراب به جای

6

عشر زرین بدزدد از مصحف

تا کند زیب چنگ و زیور دف

7

سازد از نیزه حسین درفش

تا به پای یزید دوزد کفش

8

خود نزیبد ز مردم دانا

جز برای خدای ذکر خدا

9

زیرک هوشمند نقد نفیس

کی پسندد طفیل جنس خسیس

10

هر که از بود خویش یافت خلاص

شد مشرف به خلعت اخلاص

11

چون ز اخلاص گشت دولتمند

ذکر او خواه پست و خواه بلند

12

وان که در مانده وجود خود است

صید دام شقاوت ابد است

13

سر او جهر او تمام ریاست

وز ریاگر برست عجب به جاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روستایی ز دست باران جست

رفت و در پای ناودان بنشست

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 27 - حکایت آن غوری که در مناره پنهان شده بود و فریاد می کرد که مرا مجویید که من اینجا نیستم

اگلی نظم

آن زمان از ریا و عجب رهی

که شوی پیر را رهین و رهی

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 29 - در بیان آنکه از خودی خود رستن و از عجب و ریا خلاص شدن جز در خدمت پیر صاحب تصرف دست ندهد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور