صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 7 - در خطاب زمین بوس حضرتی که نقش خاتم نبوتش خاتم النبیین است و طراز خلعت رسالتش سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم

بخش 7 - در خطاب زمین بوس حضرتی که نقش خاتم نبوتش خاتم النبیین است و طراز خلعت رسالتش سیدالمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای دل و دیده خاک نعلینت

رشته جان شراک نعلینت

22

شد ادیم رخم به خون جگری

تا چو نعلین زیر پا سپری

33

بیدلی کرد در وفای تو سود

که چو نعلین رخ به پای تو سود

44

خاک نعلینت ار نه دسترس است

گردی از نعل مرکب تو بس است

55

در رهت خاکم از سر فاقه

گه فرس ران بر آن و گه ناقه

66

روی مجنون بر آن زمین اولی

که بود پای ناقه لیلی

77

ای خوش آن سرزمین که منزل توست

یا بر آنجا گذار محمل توست

88

هر کجا بگذری چو باد بهار

ندمد جز شمیم مشک تتار

99

ارض بطحا که زیر پای تو بود

خاک نعلین عرش سای تو بود

1010

ریگش آید به چشم اهل نظر

خوشتر از خرد کرده لعل و گهر

1111

می زند سنگریزه رودش

طعنه بر بحر و در منضودش

1212

خاک یثرت که با گلت آمیخت

آبروی زمین روضه بریخت

1313

هر گیاهی کز آن زمین خیزد

نافه در جیب یاسمین ریزد

1414

خس و خاری که روید از دمنش

ننگ آید ز سوری و سمنش

1515

ساحت روضه ات که کعبه نماست

حرم عصمت و حریم صفاست

1616

کی بود با دل ز غم رسته

جامی احرام آن حرم بسته

1717

برده با چهره غبار آلود

سوی آن روضه شریف سجود

1818

کی بود ز آب چشم و خون جگر

شسته رخساره ها ز گرد سفر

1919

پیش آن بارگاه نورانی

سوده بر خاک راه پیشانی

2020

کی بود کی میان منبر و قبر

کرده صد چاک جیب خرقه صبر

2121

گرد آن منزل بهشت نشان

رفته در دیده سرشک فشان

2222

کی بود کز برای روزبهی

خاطر پر امید و دست تهی

2323

رو در آن قبله گاه حشمت و ناز

پیش سینه نهاده دست نیاز

2424

دمبدم در معنیی سفته

خالی از لاف و دعویی گفته

2525

یا نبی الله السلام علیک

انما الفوز و الفلاح لدیک

2626

به سلام آمدم جوابم بده

مرهمی بر دل خرابم نه

2727

بس بود جاه و احترام مرا

یک علیک از تو صد سلام مرا

2828

خواهم از شوق دستبوس تو مرد

دست بیرون کن از یمانی برد

2929

مهر روی تو هوش برد از من

بنما روی خود ز برد یمن

3030

چون تویی دیده ور به باغ بلاغ

همچو نرگس ز سرمه ما زاغ

3131

سویم افکن ز مرحمت نظری

باز کن بر رخم ز لطف دری

3232

مهر بگشا ز حقه یاقوت

روح را کام بخش و دل را قوت

3333

زاری من شنو تکلم کن

گریه من نگر تبسم کن

3434

تلخ شد کام من ز بخت نژند

ساز شیرین ز لعل شکر خند

3535

لب بجنبان پی شفاعت من

منگر در گناه و طاعت من

3636

گر نرفتم طریق سنت تو

هستم از عاصیان امت تو

3737

مانده ام زیر بار عصیان پست

افتم از پای اگر نگیری دست

3838

رحم کن بر من و فقیری من

دست ده بهر دستگیری من

3939

خود به دست تو کی رسد دستم

اینقدر بس که در رهت پستم

4040

پست بودن به راه تو خوشتر

کز بلندی به عرش سودن سر

4141

عرش چون خاک شد به راه تو پست

تا رسیدش به پایبوس تو دست

4242

فیض جانها ز جان پاک تو باد

عرش و مادون عرش خاک تو باد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جامی از گفتگو ببند زبان

هیچ سودی ندیده چند زیان

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 6 - در نعت سیدالمرسلین و خاتم النبیین علیه من الصلوات الفضلها و من التحیات اکلمها

اگلی نظم

حق چو داد از پی اطیعواالله

به اطیعواالرسول ما را راه

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 8 - گفتار در اظهار دولتخواهی و مدحت گزاری حضرت خلافت پناهی سلطنت شعاری خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و علا امره و شأنه

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور