صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 25 - تمثیل

بخش 25 - تمثیل

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

جغد مسکین نشسته پهلوی باز

چون از آنجا دهندشان پرواز

22

باز سازد ز قصر شه خانه

جغد پرد به کنج ویرانه

33

میل هر کس به سوی مسکن اوست

روی هر مرغ در نشیمن اوست

44

جوان به وقتی که مصحلت بینند

صوفیان از سماع بنشینند

55

خادم مطبخ آورد به میان

بهر اطعام قوم‌، سفره و خوان

66

سفره‌ای از حرام مالامال

همه چیزی در او به‌غیر حلال

77

نانش از گندمی که شحنه شهر

از فقیران ده گرفته به قهر

88

گوشت زان گوسفند صحرایی

که ربوده‌ست ترک یغمایی

99

خود به حرمت از آنچه کردم فاش

صد ره افزون دگر حوایج آش

1010

وجه حلوا و خرج پالوده

داده تردامنان آلوده

1111

میوه از بوستان بیوه‌زنان

کند زانجا به غصب میوه‌کنان

1212

شیخ و یاران او به شهوت و آز

چون به سفره کنند دست دراز

1313

زند آن‌سان شره بر ایشان راه

که فرامش کنند بسم الله

1414

آن یکی را گرفته تلواسه

که خورد بیشتر ز همکاسه

1515

لقمه را از شتاب کم خاید

کار دندان به معده فرماید

1616

وان دگر یک نهفته می‌نگرد

لقمه و چمچه‌اش همی‌شمرد

1717

گر کند در حساب چمچه غلط

گوید او را هزار گونه سقط

1818

کانچه کردی خلاف سنت بود

توبه کن از خلاف سنت زود

1919

کند اظهار بخل و ضنت را

لیک سازد بهانه سنت را

2020

می‌نهد آن دگر ز نفس دغل

لقمه‌لقمه در آستین و بغل

2121

که تبرک ز خوان درویشان

می‌برم بهر خانه و خویشان

2222

هست این لقمه مایه برکات

هر که این لقمه خورد یافت نجات

2323

باشد این مقتضای طبع خسیس

لیک بر حاضران کند تلبیس

2424

چون شکم ز آش و نان بینبارند

سفره را از میانه بردارند

2525

شیخ بهر فتوح زمره خاص

فاتحه خواند آنگهی اخلاص

2626

لیکن آن فاتحه ز کبر و ریا

نرود از بروتشان بالا

2727

باد انفاسشان ز نفس تباه

چون نیابد به سوی بالا راه

2828

گند لعنت شود فرود آید

سبلت و ریششان بیالاید

2929

چون که بنمود «اذا طعمتم‌» رو

کار بندند امر فانتشروا

3030

همه با معده‌های آگنده

همه با خاطر پراگنده

3131

شکم همچو طبل پیش نهند

روی در خوابگاه خویش نهند

3232

نه ز انوار ذکرشان شرری

نه ز حال سماعشان اثری

3333

حاصل ذکر درد گردن و سر

اثر رقص ضعف پشت و کمر

3434

اکلشان هم نتیجه تازه

ندهد غیر خواب و خمیازه

3535

صحبت پاکشان ز صدق و وفاق

مایه صد هزار کذب و نفاق

3636

روز دیگر ازین قیاس بگیر

نیست حاجت که من کنم تقریر

3737

روز و شب کار این و پیشه چنین

آه اگر بگذرد همیشه چنین

3838

نجنا رب من تدلسنا

و قنا من شرور انفسنا

3939

ثم من سیئات اعمال

انتشت من هنات احوال

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رقص ناقص به سوی نقص بود

جنبش کاملان نه رقص بود

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 24 - در بیان فرق میان رقص ارباب نقص و حال اهل کمال

اگلی نظم

وان دگر شیخ پیش خلق جهان

کرده خود را علم به ذکر نهان

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 26 - در ذکر قلبی آنان که دم از ذکر قلبی زنند و بر خود علامات آن نصب کرده آن را از قبیل ذکر خفیه شمارند و ندانند که آن نیز حکم ذکر جهر دارد بلکه ذکر جهر نیز از آن بهتر است زیرا که در ذکر جهر اصل ذکر متحقق است و احتمال غیر آن ندارد به خلاف ذکر خفیه

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور