صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 40 - در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خود مجبور باشد اختیار وی به جبر راجع شود پس حکمت تکلیف وی به اوامر و نواهی چه باشد

بخش 40 - در بیان جواب از سؤالی که چون بنده مختار در اختیار خود مجبور باشد اختیار وی به جبر راجع شود پس حکمت تکلیف وی به اوامر و نواهی چه باشد

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گر تو گویی چو بنده مامور

هست در اختیار خود مجبور

2

اختیارش به جبر شد راجع

وان بود امر و نهی را مانع

3

کس نگوید به سنگ کز لب بام

چون بیفتی مکن به خاک مقام

4

یا ز پستی هوای بالا کن

از بن کوه بر سرش جا کن

5

کس نگوید به آب کز تگ چاه

مطلب بی رسن به بالا راه

6

یا چو دلو از رسن شود پاره

به تگ چه رود دگر باره

7

گویمت نکته ای به وجه صواب

که شود زین سؤال صعب جواب

8

حق چو تعیین جمله اعیان کرد

صفت هر یکی دگرسان کرد

9

ساخت احوالشان به هم مربوط

شد یکی شرط و دیگری مشروط

10

خوردن نان نهاد شرط شبع

خوف و امید شرط زهد و ورع

11

بهر آن کرد امر و نهی عباد

تا شود ظاهر انقیاد و عناد

12

زاید از انقیاد حب و رضا

وز خلاف و عناد سؤ قضا

13

زید را گرنه نهی بودی و امر

در ادای زکات و خوردن خمر

14

کی شدی پیش غایب و حاضر

انقیاد و عناد او ظاهر

15

زان چشیدی عواید درجات

زین کشیدی شداید درکات

16

زان پدید آمدی صفات جمال

زین هویدا شدی نعوت جلال

17

ور نه در دست زید نبود کار

نیست در فعل و ترک آن مختار

18

اختیاری چنانک هر چه خدا

خواست کارد ز فعل و ترک بجا

19

او تواند خلاف آن کردن

غیر آن را به ظاهر آوردن

20

بود پیش از وجود ما شیطان

در میان فرشتگان پنهان

21

بود از جنس جن و لعنت او

مستجن بود در جبلت او

22

تا نشد امر اسجدوا صادر

نشد آن سر مستجن ظاهر

23

بس بود امر و نهی شرط ظهور

فعل ها را ز بنده مامور

24

نی پی آنکه بنده را در دست

اختیار تمام و کامل هست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نبرد فعل را چه خیر و چه شر

آنچه گفتم ز اختیار بدر

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 39 - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبر

اگلی نظم

داشت پور سبکتگین دو غلام

گلرخ و لاله روی و سرو خرام

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 41 - حکایت بر سبیل تمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور