صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 44 - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاه

بخش 44 - ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاه

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شاه چون اضطراب او می دید

زیر لب نرم نرم می خندید

22

خنده ای همچو برق عالم سوز

نه چو صبح دوم جهان افروز

33

مشو از لطف پادشاه دلیر

که بود خنده اش چو خنده شیر

44

او به قصد تو می کند دندان

تیز و تو می شماریش خندان

55

آن دگر یک چو حکم شاه شنید

سر طاعت ز حکم شاه کشید

66

گفت شاها چه مرد این کارم

چه کشی زار زیر این بارم

77

آهویی ام ز عمر ناشده سیر

آهویی را چه تاب پنجه شیر

88

چیست حکمت تو را درین تلبیس

که شریفی شود فدای خسیس

99

گر بتابم ازین حکایت رو

حجت من بس است لاتقلوا

1010

ماندن از ساخت حضور تو دور

به که رفتن به پای خویش به گور

1111

چه شود حاصلم بجز حرمان

که دهی فوق طاقتم فرمان

1212

چون به ملا یطاق افتاد کار

رسم و راه پیمبرانست فرار

1313

این و امثال این بسی می گفت

شاه از آن گفت و گو نمی آشفت

1414

شیوه شاه نیست آشفتن

واندر آشفتگی سقط گفتن

1515

شاه باید که بردبار بود

در سخن صاحب وقار بود

1616

هر چه در باب مهر و کین گوید

هر بر وفق عقل و دین گوید

1717

ای بسا کز لبش جهد یک حرف

که بسوزد هزار جان شگرف

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی چست از زمین برجست

تیغ جست و میان به کین در بست

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 43 - سرعت نمودن غلام مقبول به انقیاد امر پادشاه و تبری کردن او از حول و قوت خویش

اگلی نظم

چون گذشت از حد آن جحود و عناد

شاه گفتا خدات صبر دهاد

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 45 - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شود

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور