صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 112 - در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتاده

بخش 112 - در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتاده

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

هر که درویش ازو بود بیزار

کی ز درویش آید این کردار

22

نیست درویشی این که زندقه است

نیست جمعیت این که تفرقه است

33

اصطلاحات عارفان از بر

کرده و می کند بیان فر فر

44

دلش از سر کار واقف نه

معرفت بی شمار و عارف نه

55

همچو جوز تهی نماید نغز

لیک چون بشکنی نیابی مغز

66

کرده وهم و خیال بیباکان

مندرج در عبادت پاکان

77

لفظ ها پاک و معنیش گرگین

نافه چین لفافه سرگین

88

نافه نگشاده مشک افشاند

ور گشایی جهان بگنداند

99

ترک آزار کردن خواجه

دفتر کفر راست دیباچه

1010

منکر آمد به پیش او معروف

شد به منکر عنان او مصروف

1111

تنفس محنت گریز راحت جوی

داردش در ره اباحت روی

1212

شد یکی پیش او حرام و حلال

می نیندیشد از نکال و وبال

1313

می شود مرتکب مناهی را

می فتد در عقب ملاهی را

1414

گاه لافش ز مذهب تجرید

که گزافش ز مشرب توحید

1515

اینست لاف و گزاف آن غاوی

لیک او را چو نیک واکاوی

1616

مذهبش جمع فضه و ذهب است

مشربش شرب باده عنب است

1717

نه ز احوال سابقش عبرت

نه ز احوال لاحقش خبرت

1818

از علامات عقل و دین عاری

مذهبش حصر در کم آزاری

1919

ورد او از مباحیان کهن

کس میازار و هر چه خواهی کن

2020

نسبت خود کند به درویشان

دم زند از ارادت ایشان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

راهبی راه بی غبار گرفت

دامن کوه و کنج غار گرفت

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 111 - سؤال و جواب راهب

اگلی نظم

آن که شرع خدای ازوست تباه

نیست گویا ز سر شرع آگاه

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 113 - در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازند

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور