صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 116 - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارم

بخش 116 - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارم

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

کلکی بود عاشق گلکی

شوخکی مشکبار کاکلکی

2

داشت معشوق از قضا روزی

خلوتی با چو خود دل افروزی

3

هر دو تنها به عیش بنشسته

بر رخ غیر در فرو بسته

4

کلک از حالشان شنید خبر

رفت و گستاخ حلقه زد بر در

5

زد یکی از دورنه بانگ که کیست

بانگ بی وقت کردن از پی چیست

6

نیست این در گشادنی برگرد

گر نه سردی مکوب آهن سرد

7

خلوت خاص و صحبتی تنگ است

حلقه زلف یار در چنگ است

8

هر که در کوفت باد می سنجد

زانکه مو در میان نمی گنجد

9

گفت در باز کن بهانه مجوی

زانکه من خود کلم ندارم موی

10

موی را در میانه نبود راه

من ز مو عاریم بحمدالله

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وان دگر آن که صحبت مولا

کرد ایثار بر همه دنیا

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 115 - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق

اگلی نظم

قدوه عارفان به سر قدم

قطب حق صاحب فصوص حکم

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 117 - در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چهار رکن است که ابدال به سبب مداومت بر آن به مقام خود رسیده اند و آن سه رکن دیگر صحت و جوع و سهر است چنانکه خواهد آمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور