صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 115 - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق

بخش 115 - طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

وان دگر آن که صحبت مولا

کرد ایثار بر همه دنیا

2

روز و شب صحبت خدای گزید

دل ز پیوند ماسوا ببرید

3

کرد خالی ز ما خلق خود را

داد یکبارگی به حق خود را

4

دست و دل از هر آرزو بگسست

هر چه شد قید او ازو بگسست

5

صحبتی در گرفت تنگ بسی

که نگنجید در میانه کسی

6

مگر آن کس که محو خود کرده ست

ترک پیوند نیک و بد کرده ست

7

کرده بر خویش جیب هستی شق

بر زده سر ز جیب هستی حق

8

خاک بر حرف خویش پاشیده

بل کزین دفترش تراشیده

9

از من و ما نهاده بیرون پای

سر مویی نمانده زو بر جای

10

یکسر از موی هستی خود رست

موی را نیست جای و او را هست

11

بس که خود را ز موی سنجد کم

گنجد آنجا که مو نگنجد هم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زاهدی می گذشت در راهی

فاسقی را بدید ناگاهی

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 114 - قصه زاهد و عارف

اگلی نظم

کلکی بود عاشق گلکی

شوخکی مشکبار کاکلکی

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 116 - قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور