صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
  3. »جامی / هفت اورنگ

وزن کے تحت کتاب

وزنِ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) میں جامی کی کتاب هفت اورنگ

یہ صفحہ صرف وزنِ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

338 نظمیں

نظمیں

وزنِ فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) میں جامی کی کتاب هفت اورنگ

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
  4. »جامی / هفت اورنگ

بخش 41–در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 41 - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند

10 اشعار

بخش 42–حکایت مجنون

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 42 - حکایت مجنون

23 اشعار

بخش 43–مناجات

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 43 - مناجات

19 اشعار

بخش 44–قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نی

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 44 - قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نی

6 اشعار

بخش 45–قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهم

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 45 - قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهم

16 اشعار

بخش 46–قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمال

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 46 - قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمال

36 اشعار

بخش 47–قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادن

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 47 - قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادن

58 اشعار

بخش 48–قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختن

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 48 - قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختن

23 اشعار

بخش 49–قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 49 - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید

33 اشعار

بخش 50–قصه عیینه و ریا

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 50 - قصه عیینه و ریا

33 اشعار

بخش 51–حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفت

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 51 - حیران شدن معتمر در آنکه آن زاری کننده که بود و پشیمان شدن که چرا دنبال آواز نرفت

19 اشعار

بخش 52–رفتن معتمر دنبال آواز نالنده بار دوم و یافتن عیینه

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 52 - رفتن معتمر دنبال آواز نالنده بار دوم و یافتن عیینه

19 اشعار

بخش 53–باز نمودن عیینه صورت حال خود را پیش معتمر

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 53 - باز نمودن عیینه صورت حال خود را پیش معتمر

27 اشعار

بخش 54–غزل گفتن عیینه در حسب حال خود

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 54 - غزل گفتن عیینه در حسب حال خود

21 اشعار

بخش 55–عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریا

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 55 - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریا

23 اشعار

بخش 56–برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتن

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 56 - برخاستن معتمر به چاره سازی عیینه و وی را به مجلس انصار بردن و همراه ایشان از برای خواستگاری ریا پیش پدر وی رفتن

27 اشعار

بخش 57–مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینه

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 57 - مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینه

26 اشعار

بخش 58–قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگر

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 58 - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگر

14 اشعار

بخش 59–فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 59 - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان

41 اشعار

بخش 60–رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 60 - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ

10 اشعار

بخش 61–قصه تحفه مغنیه

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 61 - قصه تحفه مغنیه

22 اشعار

بخش 62–خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او را

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 62 - خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او را

37 اشعار

بخش 63–رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی وی

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 63 - رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی وی

47 اشعار

بخش 64–به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 64 - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی

87 اشعار

بخش 65–قصه ملاقات ذوالنون مصری قدس الله تعالی سره در حرم مکه با آن کنیزک و مقالات ایشان با یکدیگر

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 65 - قصه ملاقات ذوالنون مصری قدس الله تعالی سره در حرم مکه با آن کنیزک و مقالات ایشان با یکدیگر

34 اشعار

بخش 66–قصه آن جوان معشوق و پیر عاشق

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 66 - قصه آن جوان معشوق و پیر عاشق

13 اشعار

بخش 67–مناجات شیخ ابوعلی دقاق قدس سره بر بالای منبر

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 67 - مناجات شیخ ابوعلی دقاق قدس سره بر بالای منبر

12 اشعار

بخش 68–به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 68 - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن

16 اشعار

بخش 69–دیدن بعضی اصحاب بعد از وفات وی را قدس سره به خواب

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 69 - دیدن بعضی اصحاب بعد از وفات وی را قدس سره به خواب

15 اشعار

بخش 70–در ذکر موت و اهوال آن

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 70 - در ذکر موت و اهوال آن

14 اشعار

بخش 71–اشارة الی قوله علیه السلام من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی ابن ابی قحافه

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 71 - اشارة الی قوله علیه السلام من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی ابن ابی قحافه

10 اشعار

بخش 72–حکایت بر سبیل تمثیل

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 72 - حکایت بر سبیل تمثیل

14 اشعار

بخش 73–قال رسول الله صلی الله علیه و سلم مثل المؤمن مثل النحلة لا تأکل الا طبیبا و لا تضع الا طبیبا

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 73 - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم مثل المؤمن مثل النحلة لا تأکل الا طبیبا و لا تضع الا طبیبا

11 اشعار

بخش 74–مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 74 - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن

12 اشعار

بخش 75–قال رسول الله صلی الله علیه و سلم من تشبه بقوم فهو منهم

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 75 - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم من تشبه بقوم فهو منهم

7 اشعار

بخش 76–خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردی

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 76 - خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردی

12 اشعار

بخش 77–اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار

جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 77 - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار

8 اشعار

بخش 1–مقدمه

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 1 - مقدمه

4 اشعار

بخش 2–این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام بقائهم دام مرغ اجابت شکار ایشان

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 2 - این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام بقائهم دام مرغ اجابت شکار ایشان

14 اشعار

بخش 3–قصه قاصد فرستادن قیصر روم به نوشیروان تا معلوم کند که با وی در چه مقام است درصدد صلح است یا در معرض جنگ و انتقام است

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 3 - قصه قاصد فرستادن قیصر روم به نوشیروان تا معلوم کند که با وی در چه مقام است درصدد صلح است یا در معرض جنگ و انتقام است

43 اشعار

بخش 4–پایه دعاگویی جناب خداوندگاری چنان بلند است که مادام که قلم بلند بالا پای بر قبه قصر قصه قیصر و کنگر ایوان داستان نوشیروان ننهاد سر او به آن نرسید لاجرم سر کرده و سر بر آن درآورده همواره این رقم می زند که سایه دولتش پاینده باد و آفتاب معدلتش تابنده

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 4 - پایه دعاگویی جناب خداوندگاری چنان بلند است که مادام که قلم بلند بالا پای بر قبه قصر قصه قیصر و کنگر ایوان داستان نوشیروان ننهاد سر او به آن نرسید لاجرم سر کرده و سر بر آن درآورده همواره این رقم می زند که سایه دولتش پاینده باد و آفتاب معدلتش تابنده

59 اشعار

بخش 5–ظلم پادشاه چون سیلی حبیب است که هر چند سخت آید سست نماید و ظلم دیگران چون مشت پراکنده رقیب که هر چند سست نماید سخت آید

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 5 - ظلم پادشاه چون سیلی حبیب است که هر چند سخت آید سست نماید و ظلم دیگران چون مشت پراکنده رقیب که هر چند سست نماید سخت آید

16 اشعار

بخش 6–پیغام فرستادن سلطان به پادشاه روم که اگر چه من بنده زاده ام اما قرار مملکت بر این وجه داده ام که هیچ قوی بازو را مجال آن نمانده است که دست تطاول به مال ضعیفی دراز کند و اگر ناگاه دراز دستی واقع شود به موجب فرموده من بود و انصاف دادن پادشاه روم که هر کسی را دست ضبط و سیاست چنین بالا بود می شاید که همه زبردستان زیردستان او باشند

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 6 - پیغام فرستادن سلطان به پادشاه روم که اگر چه من بنده زاده ام اما قرار مملکت بر این وجه داده ام که هیچ قوی بازو را مجال آن نمانده است که دست تطاول به مال ضعیفی دراز کند و اگر ناگاه دراز دستی واقع شود به موجب فرموده من بود و انصاف دادن پادشاه روم که هر کسی را دست ضبط و سیاست چنین بالا بود می شاید که همه زبردستان زیردستان او باشند

12 اشعار

بخش 7–عادل که از حرف عین چشم عالمی بر وی است و از دال و لام دل جهانیش در پی آن به که در همه چشم ها خود را نغز نماید و به همه دل ها نیکو درآید در نغز کاری پیشوایی باشد و در نیکوکرداری راهنمایی

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 7 - عادل که از حرف عین چشم عالمی بر وی است و از دال و لام دل جهانیش در پی آن به که در همه چشم ها خود را نغز نماید و به همه دل ها نیکو درآید در نغز کاری پیشوایی باشد و در نیکوکرداری راهنمایی

10 اشعار

بخش 8–حکایت آن پادشاه صاحب شکوه که با سپاه انبوه به پای دیوار بستانی که شاهد نار پستان درخت انار سر از دیوار برکرده بود گذشت نه هیچ کس به وی چشم خیانت باز کرد و نه دست تصرف دراز

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 8 - حکایت آن پادشاه صاحب شکوه که با سپاه انبوه به پای دیوار بستانی که شاهد نار پستان درخت انار سر از دیوار برکرده بود گذشت نه هیچ کس به وی چشم خیانت باز کرد و نه دست تصرف دراز

12 اشعار

بخش 9–حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 9 - حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است

22 اشعار

بخش 10–در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 10 - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه

11 اشعار

بخش 11–حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 11 - حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید

25 اشعار

بخش 12–چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 12 - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم

13 اشعار

بخش 13–حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشت

جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 13 - حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشت

44 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
  7. 7
پچھلا صفحہاگلا صفحہ