صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 12 - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم

بخش 12 - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

معدلت سیر تا جهاندارا

زیر حکمت سکندر و دارا

2

عالم از عدل تو پر آوازه

فضل و جودت برون ز اندازه

3

عدل را زاد راه فردا کن

ظلم را همنشین عنقا کن

4

عدل خواهی که بر مزید شود

ظلم باید که ناپدید شود

5

چون بود شاه معدلت پیشه

واندر آن منقبت یک اندیشه

6

گو سپه را ز ظلم دار نگاه

زانکه ظلم شه است ظلم سپاه

7

گرگ چون در رمه روان باشد

جرم بر دامن شبان باشد

8

ظلم شاخ است و بیخ آن ظالم

شاخ را بیخ پرورد دایم

9

گر فتد از تو شاخی در کم و کاست

بجهد شاخ دیگر از چپ و راست

10

بیخ را بر کن از نشیمن بود

تا توانی ز رنج شاخ آسود

11

تیغ از ظالمان مدار دریغ

عدل را دار در حمایت تیغ

12

چون سیاست کم از گناه بود

مجرمان را چه انتباه بود

13

زجر کم دفع ظلم نتواند

فصد ناقص مرض بشوراند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیش سلطان عاقبت محمود

که شه تختگاه غزنین بود

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 11 - حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید

اگلی نظم

بود در مرو شاهجان زالی

همچو زال جهان کهنسالی

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 13 - حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور