صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 45 - قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهم

بخش 45 - قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهم

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شب علی موفق آن شه دین

رفت در خواب سوی خلد برین

2

دید شخصی لطیف و پاک سرشت

ایستاده به رهگذار بهشت

3

یک به یک را به چهره می نگرد

ره رد و قبول می سپرد

4

سعدا را به خلد می خواند

اشقیا را ز خلد می راند

5

بعد ازان دید با خدادانی

دو فرشته نشسته بر خوانی

6

می نهندش ز طیبات جنان

از چپ و راست لقمه ها به دهان

7

بعد ازان با هزار جاه و جمال

یافت ره در سرادقات جلال

8

دید در زیر عرش حیرانی

از دو عالم فشانده دامانی

9

کرده در جلوه گاه وحدت جای

دوخته دیده در شهود خدای

10

ننهد دیده شهود به هم

ندهد پشت استقامت خم

11

گفت با خویشتن در آن دل شب

که کیانند این سه تن یارب

12

هاتفی گفت این که مشعوف است

به شهود خدای معروف است

13

که ز امید و بیم فارغ و فرد

به محبت پرستش حق کرد

14

وان دو تن را که دیدی از اول

بشر حافی و احمد حنبل

15

جامی از هر چه هست بگسل بندو

واندر آن یار دل گسل دل بند

16

بو که حکم کما تعیش تموت

دهدت بعد مرگ از وی قوت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیر توحید شیخ محیی الدین

آفتاب سپهر کشف و یقین

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 44 - قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نی

اگلی نظم

بوعلی رودباری آن شه دین

خسرو بارگاه صدق و یقین

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 46 - قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمال

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور