صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 60 - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ

بخش 60 - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بعد شش سال معتمر یا هفت

به سر روضه نبی می رفت

2

راه عمدا بر آن دیار افکند

بر سر قبرشان گذار افکند

3

دید بر خاک آن دو اندهمند

سر کشیده یکی درخت بلند

4

چون به عبرت نگاه کرد در آن

دید خطهای سرخ و زرد بر آن

5

بود زردی ز رویشان اثری

سرخی از چشم خونفشان خبری

6

با کسی گفت ازان زمین به شگفت

چه درخت است این به حیرت گفت

7

که درختیست این سرشته عشق

رسته از تربت دو کشته عشق

8

بلکه بر خاک آن دو تن علمیست

بر وی از شرح حالشان رقمیست

9

زاهل دل هر که آن رقم خواند

حال آن کشتگان غم داند

10

جانشان غرق فیض رحمت باد

کس چو ایشان ازین جهان مرواد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بعد چل روز کز نشاط و سرور

حال بگذشتشان بدین دستور

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 59 - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان

اگلی نظم

تاجری می گذشت در بغداد

رهگذارش به خان برده فتاد

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 61 - قصه تحفه مغنیه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور