صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 41 - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند

بخش 41 - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

عشق عاشق چو سر کشد به کمال

شود از غیر عشق فارغ بال

2

عشق را قبله گاه خود سازد

دل ز معشوق هم بپردازد

3

حب محبوب حب حب گردد

آنچه لب بود لب لب گردد

4

غیر حب کس نماندش محبوب

شود اندر شهود حب مغلوب

5

عشق او چون بدین حد انجامد

پا به دامن کشد بیارامد

6

به گریبان جان درآرد سر

بندد از هر چه غیر عشق نظر

7

طالب این مقام بود نبی

که به حق در اوان به طلبی

8

گفت کای چشم و گوش من همه تو

مایه عقل و هوش من همه تو

9

عشق خود را که غایت امل است

دولت لایزال و لم یزل است

10

بر من خسته جان تشنه جگر

ساز محبوب تر ز سمع و بصر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از رخ شاهزاده گلخنیی

یافت در دل ز مهر روشنیی

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 40 - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بود

اگلی نظم

عشق مجنون بدین مقام رسید

از تک و پوی و گفت و گوی رهید

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 42 - حکایت مجنون

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور