صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 40 - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بود

بخش 40 - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بود

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

از رخ شاهزاده گلخنیی

یافت در دل ز مهر روشنیی

2

شد چو از ره سواره بگذشتی

گلخنی در نظاره گم گشتی

3

چو در آمد ز درد عشق ز پای

ساخت در تنگنای گلخن جای

4

چند گه شاهزاده ره پیمود

گلخنی در نظاره گه ننمود

5

به لطافت بهانه ای بر ساخت

مرکب خود به سوی گلخن تاخت

6

گلخنی چون لقای شاه بدید

نقد هستی به پای شاه کشید

7

چشم و دل بر جمال جانان دوخت

ژنده اش ز آتشی که بود افروخت

8

شعله از ژنده در تنش آویخت

او ز دیدار شه نظر بگسیخت

9

داشت حیران به روی دوست نظر

نه ز تن نی ز ژنده داشت خبر

10

شه ز رحمت به سوی او چو شتافت

غیر خاکسترش به جای نیافت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عاشق صدق جو چو دریابد

ظلمت خود ز خود عنان تابد

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 39 - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد

اگلی نظم

عشق عاشق چو سر کشد به کمال

شود از غیر عشق فارغ بال

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 41 - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور