صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 8 - حکایت آن پادشاه صاحب شکوه که با سپاه انبوه به پای دیوار بستانی که شاهد نار پستان درخت انار سر از دیوار برکرده بود گذشت نه هیچ کس به وی چشم خیانت باز کرد و نه دست تصرف دراز

بخش 8 - حکایت آن پادشاه صاحب شکوه که با سپاه انبوه به پای دیوار بستانی که شاهد نار پستان درخت انار سر از دیوار برکرده بود گذشت نه هیچ کس به وی چشم خیانت باز کرد و نه دست تصرف دراز

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

در خزان عدل پیشه سلطانی

گذر افکند بر دهستانی

2

بود از گونه گونه رنگ رزان

غیرت کارگاه رنگرزان

3

دید یک جا که کرده از دیوار

سر برون شاخی از درخت انار

4

حقه های عقیق تازه و تر

بر وی آویخته ز شوشه زر

5

در دل خویشتن شمرد آن را

به امین خرد سپرد آن را

6

او همی رفت و لشکر انبوه

می رسیدش ز پی گروه گروه

7

روز دیگر که بازگشت از راه

در همان شاخسار کرد نگاه

8

دید بر وی انارها بر جای

آمد از زین فرو به شکر خدای

9

سر به سجده نهاد تا دیری

شکرگوی ایستاد تا دیری

10

کای خداوند عدل عدل آموز

در جهان آفتاب عدل افروز

11

تخم عدلم به دل تو کاشته ای

سپهم را بر آن تو داشته ای

12

ور نه از ما گروه بس گستاخ

دیر ماند این انارها بر شاخ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اهل عالم نه پیرو خردند

بلکه بر دین پادشاه خودند

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 7 - عادل که از حرف عین چشم عالمی بر وی است و از دال و لام دل جهانیش در پی آن به که در همه چشم ها خود را نغز نماید و به همه دل ها نیکو درآید در نغز کاری پیشوایی باشد و در نیکوکرداری راهنمایی

اگلی نظم

در زمان گذشته دهقانی

گاو می راند گرد ویرانی

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 9 - حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور