صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 54 - غزل گفتن عیینه در حسب حال خود

بخش 54 - غزل گفتن عیینه در حسب حال خود

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شد خروشان به دلخراش آواز

غزل سینه سوز کرد آغاز

2

کای ز من دور رفته صد منزل

کرده منزل چو جانم اندر دل

3

گرچه راه فراق می سپری

سوی خونین دلان نمی گذری

4

مانده دور از در تو آب و گلم

بر رخ توست چشم جان و دلم

5

مهر تو کرده در دلم مسکن

دل من بر درت گرفته وطن

6

خواهشم بین مباش ناخواهم

کز دو عالم همین تو را خواهم

7

بی تو بر من بلای جان باشد

گرچه فردوس جاودان باشد

8

چون بزرگ عرب بدید آن حال

به ملامت کشید تیغ مقال

9

کای پسر زین ره خطا باز آی

جای گم کرده ای به جا باز آی

10

توبه کن از گناهکاری خویش

شرم دار از نه شرمداری خویش

11

هول روز شمار در پیش است

وای آن کو نه آخر اندیش است

12

یاد کن از مواقف عرصات

وز ستادن خجل میان عصات

13

عشق کان نیست بر جمال ازل

هوسی دان ز هر دغا و دغل

14

نه مبارک بود هوس بر مرد

مردیی کن وزین هوس برگرد

15

گفت کای بیخبر ز ماتم عشق

غافل از جانگدازی غم عشق

16

عشق هر جا که بیخ محکم کرد

شاخ از اندوه و میوه از غم کرد

17

به ملامت نشایدش کندن

به نصیحت ز پایش افکندن

18

مشک ماند ز بوی و لعل از رنگ

فلک از جنبش و زمین ز درنگ

19

لیک حاشا که یار دل گسلم

رخت بر بندد از حریم دلم

20

حرف مهرش که در دل تنگ است

همچو نقش نشسته در سنگ است

21

آمد از عشق شیشه بر سنگم

از ملامت مزن به سر سنگم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روزی از روزها به کسب ثواب

رو نهادم به مسجد احزاب

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 53 - باز نمودن عیینه صورت حال خود را پیش معتمر

اگلی نظم

خسرو صبح چون علم بر زد

لشکر شام را به هم بر زد

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 55 - عزیمت کردن معتمر و عیینه به جانب مسجد احزاب در طلب ریا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور