صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 58 - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگر

بخش 58 - قبول کردن معتمر آنچه پدر ریا خواست و عقد بستن ایشان به یکدیگر

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

معتمر گفت آن منم اینک

هر چه خواهی ضمان منم اینک

22

خواست چندان زر تمام عیار

که مثاقیل آن رسد به هزار

33

بعد ازان نیز ده هزار درم

سیم خالص نه بیش ازان و نه کم

44

جامگی صد ز بردهای یمن

صد دیگر ازان فزون به ثمن

55

نافه ها مشک و طبله ها عنبر

عقدهای مرصع از گوهر

66

معتمر گفت تا سه چار نفر

زود کردند بر مدینه گذر

77

هر چه جستند حاضر آوردند

مجلس عقد منعقد کردند

88

عقد بستند آن دو مفتون را

شاد کردند آن دو محزون را

99

دو اسیر کمند یکدیگر

چشم بد را سپند یکدیگر

1010

رخ به رخ شادمان شدند از هم

لب به لب کامران شدند از هم

1111

این شد آن را به بوسه مرهم داغ

آن شد این را به خنده غنچه باغ

1212

تنگ با هم چو غنچه شب خفتند

همچو گل صبحگاه بشکفتند

1313

تافته روی شغل از همه کار

شغلشان بوسه بود و کار کنار

1414

تا به چل روز کارشان این بود

حاصل روزگارشان این بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

این سخن گفت و از زمین برخاست

غضب آمیز و خشمگین برخاست

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 57 - مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینه

اگلی نظم

بعد چل روز کز نشاط و سرور

حال بگذشتشان بدین دستور

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 59 - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور