صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 135 - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعام

بخش 135 - در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعام

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

خواجه را بین که از سحر تا شام

دارد اندیشه شراب و طعام

2

شکم از خوشدلی و خوشحالی

گاه پر می کند گهی خالی

3

فارغ از خلد و ایمن از دوزخ

جای او مزبله ست یا مطبخ

4

کار او بهر نفس پروردن

روز و شب ریدن است و یا خوردن

5

معده فاسد ز اشتهای دروغ

می دهد تیز و می زند آروغ

6

زین دو باد عفن ز طبع کثیف

داد بر باد نقد عمر شریف

7

بس که زد معده بر دماغش دود

روزن عقل شد بر او مسدود

8

شهرت بطن کان بود بطنه

تذهب بالذکاء و الفطنه

9

چون شود پر ز نان و آب شکم

گردد از سینه علم و دانش کم

10

خود چه دانش بود در آن سینه

که بود جای شهوت و کینه

11

ور بود دانشی ز جهل کم است

زانکه از بهر فرج یا شکم است

12

دانش خویش را چو خرج کند

بهر شهوات بطن و فرج کند

13

هر که را بنگری ز دشمن و دوست

قیمت او به قدر همت اوست

14

هر که را همت آن بود که مدام

رودش در درون شراب و طعام

15

قیمت او اگر بیفزاید

آن بود کز درون برون آید

16

چه ازین زشتتر بود به جهان

که طفیل شکم کنی دل و جان

17

دل و جان بهر آب و نان خواهی

عقل و دین بهر انی و آن کاهی

18

همت تو همه شکم باشد

هر چه غیر از شکم عدم باشد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مصطفی گفت آدمیزاده

که به خوردن حریص افتاده

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 134 - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبه

اگلی نظم

عارفی در طریق حق سندی

گشت مهمان صاحب خردی

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 136 - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آن نیافریده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور