صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 137 - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری

بخش 137 - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

جوع آیین سالک راه است

شیوه عارفان آگاه است

2

جوع سالک به اختیار بود

جوع عارف به اضطرار بود

3

می نماید رونده مرتاض

از مطاعم به قصد خویش اعراض

4

تا دلش خوی با خوشی نکند

نفسش آهنگ سرکشی نکند

5

راهش آخر به مقصد انجامد

چون به مقصد رسد بیارامد

6

مرد عارف چو یافت لذت قرب

نه به اکلش فتد کشش نه به شرب

7

اکل و شربش چه باشد انس به حق

دایم او در حق است مستغرق

8

لقمه از خوان یطعمش بینی

شربت از چشمه سار یسقینی

9

جان او در تجلی صمدی

دارد از حق تسلی ابدی

10

حاجت خوردن از تهی شکمیست

مر صمد را تو خود بگو چه کمیست

11

گر صمد را کسی کند تعریف

فهو مالم یکن له تجویف

12

وصف تجویف خاص امکان است

پری او ز فیض رحمان است

13

گر نه رحمان کند وجود دهی

ماند از معنی وجود تهی

14

ذات رحمان چو هست عین وجود

خالی از کجا تواند بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عارفی در طریق حق سندی

گشت مهمان صاحب خردی

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 136 - مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آن نیافریده است

اگلی نظم

پی به مقصود کی برد سالک

نا شده نفس خویش را هالک

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 138 - در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قرب

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور