صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 126 - سؤال و جواب

بخش 126 - سؤال و جواب

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گر تو گویی به حکم عقل روا

نیست قلب حقایق اشیا

2

عرض آخر چه سان شود جوهر

یا معانی بدل به ذات و صور

3

گویم این نیست از مقوله قلب

تاتو نفیش کنی بزودی و سلب

4

بلکه چون بر حقیقت واحد

در مراتب وجود شد وارد

5

زو به هر مرتبه نمود اثری

که ندارد نمود در دگری

6

در همه ذهن ها به قول اصح

عین اشیا بود نه ظل و شبح

7

لیکن اندر وجود ذهنی شان

نیست ز احکام نفس الامر نشان

8

جوهر اندر وجود ذهنی خود

هست قایم به ذهن اهل خرد

9

لیکن اندر وجود نفس الامر

نیست در ذهن کس چه زید و چه عمرو

10

در وجودین خویشتن دائم

گاه لا قائم است و گه قائم

11

حکم اثبات لاقیام و قیام

ز اختلاف مراتب است و مقام

12

همچنین در وجود فی الاعیان

که وجودیست خارج اذهان

13

متعدد مواطن است و رتب

که بود زان ذهول مستغرب

14

آن رتب چیست حس و روح و خیال

هر یکی عالمی به استقلال

15

وان مواطن چو دنیی و برزخ

نشات بهشت یا دوزخ

16

یک حقیقت ز اختلاف ظهور

چون بر اینها کند مرور و عبور

17

نیست پوشیده بر ذوی الافهام

که بر او مختلف شود احکام

18

در یکی از مقوله هیئات

باش گو و اندر آن دگر ز ذوات

19

در یکی از معانی و اوصاف

که بر اعیان بود مفاض و مضاف

20

در دگر از شماره اعیان

که بود در مراتب امکان

21

بنگر اندر حقیقت هستی

کوست اصل بلندی و پستی

22

که چه سان در مراتب و اطوار

مختلف می نمایدش آثار

23

گاه تابع بود گهی متبوع

گاه سامع شود گهی مسموع

24

گه کند جلوه بالتبع چو صفات

گه کند بالاصاله همچو ذوات

25

اهست یک جا به غیر خود قائم

جای دیگر به ذات خود دائم

26

وین تغیر به فهم اهل ادب

در اضافات واقع است و نسب

27

پایه عز ذات ازان اعلاست

کش تو گویی فزود یا خود کاست

28

جاودان در مقر اجلال است

وز ازل تا ابد به یک حال است

29

دامن قدس او کجا شاید

کز خیال تغیر آلاید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون رسید از خدا کتاب و رسول

آن برد پیشرفت وین به قبول

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 125 - در بیان آنکه نسبت حال مؤمنان و کافران با انبیا علیهم السلام همچون نسبت حال سپاه اسکندر است با اسکندر

اگلی نظم

یا جلی الظهور و الاشراق

کیست جز تو در انفس و آفاق

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 127 - التفات من الغیبة الی الخطاب بلسان المناجات

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور