باب
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 1 - آغاز
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 2 - حکایت آن کرد که در انبوهی شهر کدویی بر پای خود بست تا خود را گم نکند
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 3 - نعت خواجه ای که ربقه بندگیش طوق گردن سر بلندان است و داغ غلامیش نشان دولت ارجمندان
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 4 - حکایت آن غلام نخوتکیش که به واسطهٔ مکنت خواجهٔ خویش از محنت قحط و تنگسالی بیباک بود و لاابالی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 5 - در مدح پادشاه دین پناه ظل الله فی الارضین علی مفارق الضعفاء و المساکین
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 6 - حکایت آن شاعر که دعوی مداحی شاه کرد و نامه ای مختصر به نام شاه پیش آورد
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 7 - اظهار عجز از استیفای ثنا کردن و دست تضرع به ادای دعا برآوردن
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 8 - انتقال به مدح گوهر کان فتوت و مشید ارکان اخوت والی ملک جاه و جمال یوسف مصر فضل و افضال اعز الله تعالی انصاره و ضاعف اقتداره
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 9 - در صفت ضعف و پیری و سد باب منفعت گیری
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 10 - حکایت آن پیر هشتاد ساله که پیش طبیب رسید و از وی علاج ضعف خود پرسید و جواب دادن طبیب که علاج تو آنست که جوان شوی و از هشتاد به چهل واپس روی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 11 - در سبب نظم کتاب و باعث عرض این خطاب
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 12 - حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 13 - گفتار در موفق شدن جناب خلافت پناهی اجتناب از بعض مناهی وفقه الله سبحانه للتقوی و المغفرة فی الدنیا و الآخرة
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 14 - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست و مرا استطاعت خریدن بیش ازین نی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 15 - در بیان آنکه امضای عزیمت بر ترک گناه در مشیت حق است سبحانه و تعالی اگر امضا کند شکر باید کرد والا عذر باید آورد
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 16 - حکایت آن میپرست که به مراتب کمال پیوست؛ از وی سبب آن پرسیدند گفت این از برکت آن یافتم که هرگز جام می بر لب نیاوردم که بر عزیمت آن بوده باشم که به جام دیگر آلوده گردم
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 17 - اشارت به خوابی که ناظم در اثنای این دیباچه دیده و تعبیر آن چنانچه خود کرده آرمیده
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 18 - حکایت تعبیر معبر خواب آن سادهمرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بیشایبه تبدیل و تغییر
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 19 - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسال
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 20 - اشاره به آنچه حق سبحانه و تعالی در شأن پادشاهان عجم به داوود علیه السلام کرده است
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 21 - ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن باب
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 22 - حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرنده
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 23 - در مذمت فرزند ناخلف
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 24 - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کرد
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 25 - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 26 - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگردد
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 27 - در مذمت زنان که محل شهوت موقوف علیه فرزندان است
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 28 - حکایت سلیمان علیه السلام و بلقیس که از مقام انصاف سخن گفته اند
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 29 - تدبیر کردن حکیم در ولادت فرزند بی موافقت زنان و دایه گرفتن از برای تربیت وی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 30 - حکایت آن موسوس سودایی که به سبب آلایش جانوران دریایی دست از آب دریا شست و آبی پاکیزه تر از آب دریا جست
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 31 - قیام نمودن ابسال به دایگی سلامان و دامن بر زدن در پرورش آن پاکیزه دامان
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 32 - در صفت حدت فهم و جودت نظم و نثر وی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 33 - در صفت بزم عیش سازی و سرود عشرت پردازی وی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 34 - صفت چوگان باختن وی با همسران و گوی بردن وی از دیگران
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 35 - در صفت کمانداری و تیراندازی وی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 36 - در صفت جود و سخا و بذل و عطای وی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 37 - حکایت گریختن قطران شاعر از بسیاری عطای ممدوح خود فضلون
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 38 - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانه
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 39 - حکایت عاشقی که دفع گمان اغیار را وصف معشوق خود در لباس آفتاب و ماه و غیر آن کردی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 40 - به کمال رسیدن اسباب جمال سلامان و ظاهر شدن عشق ابسال بر وی و حیله نمودن تا وی را نیز گرفتار خود گرداند
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 41 - حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف به هر طرف نگرد صورت وی بیند به وی میل کند
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 42 - تأثیر کردن حیله های ابسال در سلامان و مایل شدن به سوی وی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 43 - حکایت آن زاغ بر لب دریای شور که حواصل وی را آب شیرین می داد اما وی را آن قبول نیفتاد
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 44 - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگر
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 45 - بیدار شدن سلامان از خواب شب و طلب داشتن ابسال را به مجلس طرب
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 46 - حکایت اعرابیی که خوان خلیفه را پسندید و گفت بعد ازین اینجا دایم خواهم رسید و جواب گفتن خلیفه که شاید مگذارند و گفتن اعرابی که آن وقت تقصیر از شما خواهد بود نه از من
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 47 - آگاه شدن حکیم و پادشاه از حال سلامان و ابسال و سرزنش کردن سلامان را و تنگ شدن احوال بر او
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 48 - نصیحت کردن پادشان سلامان را
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 49 - اشارت به خونریزی شیرویه خسرو را و نامبارکی آن بر وی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش 50 - جواب گفتن سلامان پادشاه را