صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 44 - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگر

بخش 44 - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگر

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چون سلامان مایل ابسال شد

طالع ابسال فرخ فال شد

22

یافت آن مهر قدیم او نوی

شد بدو پیوند امیدش قوی

33

فرصتی می جست تا بیگاه و گاه

یابد اندر خلوت آن ماه راه

44

کام دل از لعل او حاصل کند

جان شیرین با لبش واصل کند

55

تا شبی سویش به خلوت راه یافت

نقد جان بر دست پیش او شتافت

66

همچو سایه زیر پای او فتاد

وز تواضع رو به پای او نهاد

77

شه سلامان نیز با صد عز و ناز

کرد دست مرحمت سویش دراز

88

چون قبا تنگ اندر آغوشش گرفت

کام جان از چشمه نوشش گرفت

99

هر دو را از بوسه شد آغاز کار

زانکه بوس آمد قلاووز کنار

1010

بس که می سودند با هم لب به لب

شد لبالب هر دو را جام طرب

1111

گرچه لبهاشان به هم بسیار سود

ماند باقی آنچه اصل کار بود

1212

بهر سودایی که در سر داشتند

پرده شرم از میان برداشتند

1313

شد گشاده در میان بندی که بود

سخت تر شد میل پیوندی که بود

1414

داشت شکر آن یکی شیر این دگر

شد به هم آمیخته شیر و شکر

1515

کام جان پر شیر و شکر بودشان

تا شکر خواب سحر بربودشان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود همچون بوم زاغی روز کور

جا گرفته بر لب دریای شور

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 43 - حکایت آن زاغ بر لب دریای شور که حواصل وی را آب شیرین می داد اما وی را آن قبول نیفتاد

اگلی نظم

صبحدم کین شاهد مشکین نقاب

بهر خواب آلودگان از زر ناب

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 45 - بیدار شدن سلامان از خواب شب و طلب داشتن ابسال را به مجلس طرب

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور