صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 45 - بیدار شدن سلامان از خواب شب و طلب داشتن ابسال را به مجلس طرب

بخش 45 - بیدار شدن سلامان از خواب شب و طلب داشتن ابسال را به مجلس طرب

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

صبحدم کین شاهد مشکین نقاب

بهر خواب آلودگان از زر ناب

2

میل ها زین طاق زنگاری کشید

دیده ها را کحل بیداری کشید

3

خاست شهزاده ز بستر کامیاب

چشمی از بیداری شب نیمخواب

4

خار خاری از خمار شب در او

جنبشی از شوق یار شب در او

5

خاطرش از بهر دفع آن خمار

جرعه ای می خواست لیک از لعل یار

6

یار را بی زحمت اغیار خواند

پهلوی خود بر سر مسند نشاند

7

برقع شرم از جمالش باز کرد

عشرت دوشینه با او ساز کرد

8

روز دیگر بر همین دستور بود

چشم زخم دهر از ایشان دور بود

9

روز هفته هفته شد مه ماه سال

ماه و سالی خالی از رنج و ملال

10

همتش آن بود کان عیش و طرب

نی به روز افتد ز یکدیگر نه شب

11

لیک دور چرخ می گفت از کمین

نیست دأب من که بگذارم چنین

12

ای بسا صحبت که روز انگیختم

چون شب آمد سلک آن بگسیختم

13

وی بسا دولت که دادم وقت شام

صبحدم را نوبت آن شد تمام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون سلامان مایل ابسال شد

طالع ابسال فرخ فال شد

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 44 - رفتن ابسال به خلوت پیش سلامان و تمتع یافتن ایشان از صحبت یکدیگر

اگلی نظم

روی در بغداد کرد اعرابیی

در تمنای غنیمت یابیی

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 46 - حکایت اعرابیی که خوان خلیفه را پسندید و گفت بعد ازین اینجا دایم خواهم رسید و جواب گفتن خلیفه که شاید مگذارند و گفتن اعرابی که آن وقت تقصیر از شما خواهد بود نه از من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور