صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 19 - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسال

بخش 19 - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسال

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شهریاری بود در یونان زمین

چون سکندر صاحب تاج و نگین

2

بود در عهدش یکی حکمت شناس

کاخ حکمت را قوی کرده اساس

3

اهل حکمت یک به یک شاگرد او

حلقه بسته جمله گرداگرد او

4

شاه چون دانست قدرش را شریف

ساختش در خلوت و صحبت حریف

5

جز به تدبیرش نرفتی نیم گام

جز به تلقینش نجستی هیچ کام

6

در جهانگیری ز بس تدبیر کرد

قاف تا قافش همه تسخیر کرد

7

خلق را از عدل و جودش ساخت کار

شد بدان بنیاد ملکش استوار

8

شاه چون نبود به نفس خود حکیم

تا حکیمی نبودش یار و ندیم

9

قصر ملکش را بود بنیاد سست

کم فتد قانون حکم او درست

10

خالی از نعت و نشان عدل و ظلم

فرق نتواند میان عدل و ظلم

11

ظلم را بندد به جای عدل کار

عدل را داند به سان ظلم عار

12

عالم از بیداد او گردد خراب

چشمه سار ملک و دین از وی سراب

13

نکته ای خوش گفته است آن دوربین

عدل دارد ملک را قایم نه دین

14

کفر کیشی کو به عدل آید فره

ملک را از ظالم دیندار به

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رفت پیش آن مَعبَر‌، ساده‌ای

از ره عقل و خرد افتاده‌ای

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 18 - حکایت تعبیر معبر خواب آن ساده‌مرد را بر سبیل سخریه و استهزا و راست آمدن آن تعبیر بی‌شایبه تبدیل و تغییر

اگلی نظم

گفت با داوود پیغمبر خدای

کامت خود را بگوی ای نیک رای

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 20 - اشاره به آنچه حق سبحانه و تعالی در شأن پادشاهان عجم به داوود علیه السلام کرده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور