صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 14 - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست و مرا استطاعت خریدن بیش ازین نی

بخش 14 - حکایت آن پاره دوز به خرقه پاره دوزی اسباب معیشت اندوز که هر میوه تازه که رسیدی از آن مقداری خریدی و پیش عیال و اطفال خود بردی و با ایشان خوردی و گفتی به این خرسند باشید و چهره همت خود را به اندیشه زیادت نخراشید که طعم این میوه همه سال جز این نیست و مرا استطاعت خریدن بیش ازین نی

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

پاره‌دوزی بود در اقصای ری

مطمئن بر پاره‌دوزی رایِ وی

2

با خمیده پشتی از بار عیال

داشت مشتی طفلکان خردسال

3

بود بر دلق معاش خویشتن

روز و شب از پاره‌دوزی وصله‌زن

4

چون رسیدی میوه‌های سال نو

خاطرش بودی به هر میوه گرو

5

سوی اهل خود به صد گونه حیل

آمدی هم جیب ازان پر هم بغل

6

پیش ایشان ریختی آن را دلیر

تا بخوردندی همه زان میوه سیر

7

بعد ازان گفتی که ای افتادگان

بر فراش محنت و غم زادگان

8

گر فتد صد بار ازین میوه به چنگ

جمله را اینست طعم و بوی و رنگ

9

ترک آز و آرزومندی کنید

طبع را مایل به خرسندی کنید

10

من چو خاکم زیر پای فقر پست

بیش ازینم برنمی آید ز دست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حبذا شاهی که در عهد شباب

شد ز توبه همچو پیران بهره یاب

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 13 - گفتار در موفق شدن جناب خلافت پناهی اجتناب از بعض مناهی وفقه الله سبحانه للتقوی و المغفرة فی الدنیا و الآخرة

اگلی نظم

توبه چون شیشه قضا آمد چو سنگ

شیشه را با سنگ نبود تاب جنگ

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 15 - در بیان آنکه امضای عزیمت بر ترک گناه در مشیت حق است سبحانه و تعالی اگر امضا کند شکر باید کرد والا عذر باید آورد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور