صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 8 - انتقال به مدح گوهر کان فتوت و مشید ارکان اخوت والی ملک جاه و جمال یوسف مصر فضل و افضال اعز الله تعالی انصاره و ضاعف اقتداره

بخش 8 - انتقال به مدح گوهر کان فتوت و مشید ارکان اخوت والی ملک جاه و جمال یوسف مصر فضل و افضال اعز الله تعالی انصاره و ضاعف اقتداره

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

نیکخواهی خاصه کو را یاور است

گشته پیدا با وی از یک گوهر است

22

کرده جا در سایه اقبال او

سایه وار افتاده در دنبال او

33

هر کجا این آفتاب آن پرتو است

هر کجا آن پیشوا این پیرو است

44

گرچه بر مهد خلافت زاده است

بر خلافش یک قدم ننهاده است

55

والی مصر جلال و احتشام

بود از آن رو یوسفش کردند نام

66

رشک یوسف طلعت زیبای او

چون زلیخا عالمی شیدای او

77

هر که می آرد رخش را در نظر

می زند گلبانگ ما هذا بشر

88

گرچه هست او یک برادر شاه را

هست با صد جان برابر شاه را

99

آمد او شه را برادر یار هم

در زمانه باشد این بسیار کم

1010

گفت با دانشوری آن ساده مرد

کای به دانش نزد هر آزاده فرد

1111

باز کن زین نکته پوشیده پوست

که برادر به بود یا یار و دوست

1212

گفت نبود نزد دانا هیچ چیز

زان برادر به که باشد یار نیز

1313

بر سر گردون خدایا ماه و سال

تا فراق فرقدان باشد محال

1414

این دو اختر را به هم تابنده وار

بر سریر مکرمت پاینده دار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به که اکنون اعتراف آرم به عجز

نعره اقرار بردارم به عجز

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 7 - اظهار عجز از استیفای ثنا کردن و دست تضرع به ادای دعا برآوردن

اگلی نظم

عمرها شد تا درین دیر کهن

تار نظمم بسته بر عود سخن

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 9 - در صفت ضعف و پیری و سد باب منفعت گیری

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور