صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 41 - حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف به هر طرف نگرد صورت وی بیند به وی میل کند

بخش 41 - حکایت زلیخا که بر همه اطراف منزل خود تصویر جمال خود کرد تا یوسف به هر طرف نگرد صورت وی بیند به وی میل کند

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بین زلیخا را که جان پر امید

ساخت کاخی چون دل صوفی سفید

2

هیچ نقش و هیچ رنگی نی در او

چون رخ آیینه زنگی نی در او

3

نقشبندی خواست آنگه چیره دست

تا به هر جا صورت او نقش بست

4

هیچ جای از نقش او خالی نماند

شادمان بنشست و یوسف را بخواند

5

پرده از رخسار زیبا برگرفت

وز مراد خود حکایت در گرفت

6

یوسف از گفت و شنیدش رو که تافت

صورت او دید رو هر سو که تافت

7

صورت او را چو پی در پی بدید

آمدش میلی به وصل وی پدید

8

بر سر آن شد که کام او دهد

شکر کامی به کام او نهد

9

لیک برهانی ز غیبش رو نمود

عصمت یزدانیش دریافت زود

10

دست خویش از کام او ناکام داشت

کامگاری را به هنگامش گذاشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون سلامان را شد اسباب جمال

از بلاغت جمع در حد کمال

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 40 - به کمال رسیدن اسباب جمال سلامان و ظاهر شدن عشق ابسال بر وی و حیله نمودن تا وی را نیز گرفتار خود گرداند

اگلی نظم

چون سلامان با همه حلم و وقار

کرد در وی عشوهٔ ابسال کار،

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 42 - تأثیر کردن حیله های ابسال در سلامان و مایل شدن به سوی وی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور