صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلامان و ابسال
  4. »بخش 25 - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست

بخش 25 - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

از شه یونان حکیم تیزهوش

کرد چون افسانه فرزند گوش

2

گفت شاها هر که او شهوت نراند

در غم محرومی از فرزند ماند

3

چشم عقل و علم کور از شهوت است

دیو پیش دیده حور از شهوت است

4

هر کجا غوغای شهوت کرد زور

می برد از دل خرد از دیده نور

5

سیل شهوت هر کجا طوفان کند

خانه اقبال را ویران کند

6

راه شهوت پر گل و لای بلاست

هر که افتاد اندرین گل برنخاست

7

هر که یک جرعه می شهوت چشید

تا ابد روی خلاصی را ندید

8

زان می اندک به حرمت خوار شد

کاندکش مستدعی بسیار شد

9

از می اندک چو یک جرعه چشی

در مذاق تو نشنید زان خوشی

10

آن خوشی در بینی ات گردد مهار

در کشاکش داردت لیل و نهار

11

تا نبازی جان به راه نیستی

نبودت ممکن کزان باز ایستی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پیش شیخی رفت آن مرد فضول

بهر بی فرزندیش خاطر ملول

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 24 - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کرد

اگلی نظم

چون سوی اینان لئیمی پی برد

لقمه ای چند از طعام وی خورد

جامی»هفت اورنگ»سلامان و ابسال»بخش 26 - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور