صنف کے تحت کتاب
یہ صفحہ صرف صنفِ مثنوی کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 16 - حکایت آن پیر که جوان گریان را دید و موجب گریه او را پرسید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 17 - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 18 - حکایت پسر مهتر ده که چون با پدر مشاهده حشمت و شوکت پادشاه شهر کرد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 19 - خردنامه ارسطاطالیس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 20 - حکایت آن اشتر که به مشورت روباه در آب خسبید و در آخر بار وی گران تر گردید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 21 - خردنامه افلاطون
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 22 - حکایت آن راستگوی که از ناراستی کج اندیشان به مسافرت بسیار سخن خود را راست کرد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 23 - خردنامه سقراط
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 24 - حکایت آن مرغ ماهیگیر که حیله ای ساخت و آن ماهی ساده را در دام انداخت
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 25 - خردنامه بقراط
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 26 - حکایت اعراض پدر حکیم از تربیت پسر لئیم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 27 - خردنامه فیثاغورس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 28 - حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، می خورد و می گریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 29 - خردنامه اسقلینوس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 30 - حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامه هایش نغز و سخن هایش بی مغز بود
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 31 - خردنامه هرمس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 32 - حکایت آن زشت روی خانه آرای که حکیمی در خانه وی منزل ساخت و در وقت حاجت آب دهان بر وی انداخت
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 33 - داستان جهانگیری اسکندر و عمارت شهرها و اختراع کارهای وی بر سبیل اجمال
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 34 - حکایت آن قاضی غریب که پادشاه بر وی غضب کرد و گفت که خانه اش را به غارت از هر چه دارد بپردازند و خایه اش را بیرون کرده خصی سازند
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 35 - خردنامه اسکندر
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 36 - حکایت سبب نارسیدن خلیفه به آن کنیزک نورسیده
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 37 - در نصیحت مجردان که به صحبت زنان آب خود نریزند و وصیت کدخدایان که از فرمانبرداری زنان بپرهیزید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 38 - حکایت پرویز با آن ماهیگیر که چون ماهی درم ریزش کرد و به نصیحت تلخ شیرین که آن درم ریزی مضاعف شد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 39 - داستان خاقان چین که تحفه حقیر به اسکندر فرستاد و به حکمتی شریفش آگاهی داد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 40 - حکایت شخصی که زمین خرید و در آنجا گنجی یافت، برنداشت که از آن فروشنده است و فروشنده قبول نکرد که من زمین را و هر چه در وی بوده فروخته ام
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 41 - داستان کاغذ نوشتن مادر اسکندر و جواهر حکمت در آن پیچیدن و به اسکندر فرستادن
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 42 - حکایت آن جوان رعنا که جامه های عید پوشید و به نظر عجب در خود نگریست و به آن تیر زهرآلود از پای در افتاد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 43 - داستان طلب وصیت کردن اسکندر از ارسطو و وصیت نوشتن وی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 44 - حکایت پادشاه فرزانه با آن دیوانه از خرد بیگانه
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 45 - داستان نکته های حکمت راندن شاگردان ارسطو و خبر یافتن اسکندر از آن و عقدهای گوهر بر ایشان نثار کردن
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 46 - داستان رسیدن اسکندر به زمین هند و ملاقات وی با حکیمان ایشان
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 47 - حکایت آن حکیم کشتی شکسته رخت به دریا فکنده که بعد از نجات به واسطه حکمت به درجات رسید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 48 - داستان رسیدن اسکندر به شهری که همه مردم پاکیزه روزگار بودند و سؤال و جواب ایشان
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 49 - حکایت آن حکیم از مردم بر کرانه و سؤال و جواب او با پادشاه زمانه
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 50 - داستان ملاقات اسکندر باآن پادشاه زاده گریزان از تخت و افسر و مقالات ایشان با یکدگر
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 51 - داستان رسیدن سکندر در سفر دریا به فرشته کوه قاف و طلب نصیحت از وی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 52 - حکایت خصومت غلام و خاتون مرزبان مرو با یکدیگر و بهتان آموختن غلام مر طوطیان را و ظاهر شدن آن بهتان
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 53 - ظاهر شدن علامات وفات بر اسکندر و مکتوب نوشتن وی به سوی مادر
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 54 - داستان وصیت کردن اسکندر که دستش را بعد از وفات از تابوت بیرون گذارند تا تهیدستی وی بر همه کس ظاهر شود
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 55 - حکایت آن حکیم که با زن گفت هر چه نفقه کردی بهره تو آن است و آنچه برای خود گذاشتی نصیب دیگران است
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 56 - داستان وفات اسکندر و ندبه حکیمان بر وی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 57 - ندبه حکیم اول
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 58 - ندبه حکیم دوم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 59 - ندبه حکیم سوم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 60 - ندبه حکیم چهارم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 61 - ندبه حکیم پنجم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 62 - ندبه حکیم ششم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 64 - ندبه حکیم هشتم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 65 - ندبه حکیم نهم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 67 - داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش را