صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »خردنامه اسکندری
  4. »بخش 36 - حکایت سبب نارسیدن خلیفه به آن کنیزک نورسیده

بخش 36 - حکایت سبب نارسیدن خلیفه به آن کنیزک نورسیده

شاعر: جامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

خلیفه که سلطان آفاق بود

به فرماندهی در جهان طاق بود

2

یکی نوش لب بودش اندر حرم

همه جان شیرین ز سر تا قدم

3

بدو خاطرش میل بسیار داشت

ولی زاجر عقل بر کار داشت

4

به وی محرمی گفت کای کامگار

ازین نوش لب کام خاطر برار

5

بگفتا که تاج خلافت به فرق

همه زیر فرمان من غرب و شرق

6

نشاید که در پیش این عشوه ساز

درآیم به زانوی عجز و نیاز

7

ز طفلی هم آغوش بستر کنم

به وی خویشتن را برابر کنم

8

بیا ساقی آن طلق محلول را

که زیرک کند غافل گول را

9

بده تا نشینم ز هر جفت طاق

دهم جفت و طاق جهان را طلاق

10

بیا مطرب و تاب ده گوش عود

به گوش حریفان رسان این سرود

11

که رندان آزاده را در نکاح

نباشد به جز دختر رز مباح

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سکندر که گنجینه راز بود

در گنج حکمت بدو باز بود

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 35 - خردنامه اسکندر

اگلی نظم

بیا ای چو عیسی تجرد نهاد

تو را زین تجرد تمرد مباد

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 37 - در نصیحت مجردان که به صحبت زنان آب خود نریزند و وصیت کدخدایان که از فرمانبرداری زنان بپرهیزید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور