باب
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 1 - آغاز
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 2 - مناجات در اظهار افتادگی عجز و پیری و به پایمردی عنایت استدعای دستگیری
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 3 - در نعت خواجه ای که دیباچه کمال او «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین » است و روزنامه حال خجسته مآل او «انا سید الأولین و الآخرین »
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 4 - پایه معراج سخن را بلند ساختن و سخن پایه معراج خواجه پرداختن
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 5 - در دعای دولتخواهی حضرت ولایت پناهی عبیداللهی لازالت ایام بقائه مصونة عن التناهی و مأمونة عن اصابة الدواهی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 6 - در مدحت سایه خدا که سایه بودن وی مر آن حضرت را چون آفتاب بر همه ذرات عالم روشن است لازال ممدودا علی مفارق العالمین
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 7 - جواب از این سؤال که چون دعای مظلوم مستجاب است چرا دعای اکثر مظلومان از اجابت در حجاب است
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 8 - گوش خالی فرزند ارجمند را به گوهر پند گوهر بند کردن و لوح ساده اش را به نقوش نصیحت نشانمند ساختن
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 9 - در نصیحت نفس مفلس از بضاعت طاعت و دلالت وی به طریق تجرید و قناعت
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 10 - حکایت آن از قافله حاجیان دور افتاده با آن پیر زال در بادیه قناعت بر قدم توکل ایستاده
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 11 - گفتار در فضایل سخن و سخنوری و تقریب نظم این منظومه از عیب تکلف بری که نامزد است به خردنامه اسکندری
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 12 - حکایت آن خاد که گوش بر افسانه غوک نهاد و نقد را به امید نسیه از دست بداد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 13 - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندری
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 14 - معارضه حکیم و لئیمی که صورت این چون سیرت آن آراسته بود و صورت آن چو سیرت این ناپیراسته
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 15 - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 16 - حکایت آن پیر که جوان گریان را دید و موجب گریه او را پرسید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 17 - داستان اسکندر که خود را بر خاک تواضع انداخت و از خاک تواضع سر بر اوج ترفع افراخت
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 18 - حکایت پسر مهتر ده که چون با پدر مشاهده حشمت و شوکت پادشاه شهر کرد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 19 - خردنامه ارسطاطالیس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 20 - حکایت آن اشتر که به مشورت روباه در آب خسبید و در آخر بار وی گران تر گردید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 21 - خردنامه افلاطون
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 22 - حکایت آن راستگوی که از ناراستی کج اندیشان به مسافرت بسیار سخن خود را راست کرد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 23 - خردنامه سقراط
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 24 - حکایت آن مرغ ماهیگیر که حیله ای ساخت و آن ماهی ساده را در دام انداخت
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 25 - خردنامه بقراط
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 26 - حکایت اعراض پدر حکیم از تربیت پسر لئیم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 27 - خردنامه فیثاغورس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 28 - حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، می خورد و می گریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 29 - خردنامه اسقلینوس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 30 - حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامه هایش نغز و سخن هایش بی مغز بود
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 31 - خردنامه هرمس
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 32 - حکایت آن زشت روی خانه آرای که حکیمی در خانه وی منزل ساخت و در وقت حاجت آب دهان بر وی انداخت
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 33 - داستان جهانگیری اسکندر و عمارت شهرها و اختراع کارهای وی بر سبیل اجمال
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 34 - حکایت آن قاضی غریب که پادشاه بر وی غضب کرد و گفت که خانه اش را به غارت از هر چه دارد بپردازند و خایه اش را بیرون کرده خصی سازند
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 35 - خردنامه اسکندر
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 36 - حکایت سبب نارسیدن خلیفه به آن کنیزک نورسیده
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 37 - در نصیحت مجردان که به صحبت زنان آب خود نریزند و وصیت کدخدایان که از فرمانبرداری زنان بپرهیزید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 38 - حکایت پرویز با آن ماهیگیر که چون ماهی درم ریزش کرد و به نصیحت تلخ شیرین که آن درم ریزی مضاعف شد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 39 - داستان خاقان چین که تحفه حقیر به اسکندر فرستاد و به حکمتی شریفش آگاهی داد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 40 - حکایت شخصی که زمین خرید و در آنجا گنجی یافت، برنداشت که از آن فروشنده است و فروشنده قبول نکرد که من زمین را و هر چه در وی بوده فروخته ام
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 41 - داستان کاغذ نوشتن مادر اسکندر و جواهر حکمت در آن پیچیدن و به اسکندر فرستادن
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 42 - حکایت آن جوان رعنا که جامه های عید پوشید و به نظر عجب در خود نگریست و به آن تیر زهرآلود از پای در افتاد
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 43 - داستان طلب وصیت کردن اسکندر از ارسطو و وصیت نوشتن وی
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 44 - حکایت پادشاه فرزانه با آن دیوانه از خرد بیگانه
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 45 - داستان نکته های حکمت راندن شاگردان ارسطو و خبر یافتن اسکندر از آن و عقدهای گوهر بر ایشان نثار کردن
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 46 - داستان رسیدن اسکندر به زمین هند و ملاقات وی با حکیمان ایشان
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 47 - حکایت آن حکیم کشتی شکسته رخت به دریا فکنده که بعد از نجات به واسطه حکمت به درجات رسید
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 48 - داستان رسیدن اسکندر به شهری که همه مردم پاکیزه روزگار بودند و سؤال و جواب ایشان
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 49 - حکایت آن حکیم از مردم بر کرانه و سؤال و جواب او با پادشاه زمانه
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش 50 - داستان ملاقات اسکندر باآن پادشاه زاده گریزان از تخت و افسر و مقالات ایشان با یکدگر