صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »خردنامه اسکندری
  4. »بخش 28 - حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، می خورد و می گریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار

بخش 28 - حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، می خورد و می گریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار

شاعر: جامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

به بغداد شد گامزن زیرکی

دوچارش فتاد از قضا کودکی

2

ز دور رخش قرص مه را شکست

چو روی خودش گرده نان به دست

3

همی خورد ازان گرده و می گریست

بدو گفت زیرک که این گریه چیست

4

بگفتا منم کودک یک تنه

ز خوان امل معده گرسنه

5

بسی اشتها سخت و این گرده خرد

کجا راه سیری توانم سپرد

6

ز گریه از آنم چنین تلخکام

که می دانم این زود گردد تمام

7

بمانم ز بی توشگی سر به زیر

نه در دست من نان و نی معده سیر

8

بیا ساقی آن می که سیری دهد

درین بیشه ام زور شیری دهد

9

بده تا درآیم چو شیر ژیان

به هم بر زنم کار سود و زیان

10

بیا مطربا وز کمان رباب

که از رشته جان زهش برده تاب

11

ز هر نغمه زیر تیری فکن

به من چون شکاری نفیری فکن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چنین است در سفرهای قدیم

ز فیثاغرس آن الهی حکیم

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 27 - خردنامه فیثاغورس

اگلی نظم

خرد جمله لب شد زمین بوس را

زمین بوسی اسقلینوس را

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 29 - خردنامه اسقلینوس

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور