صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »خردنامه اسکندری
  4. »بخش 14 - معارضه حکیم و لئیمی که صورت این چون سیرت آن آراسته بود و صورت آن چو سیرت این ناپیراسته

بخش 14 - معارضه حکیم و لئیمی که صورت این چون سیرت آن آراسته بود و صورت آن چو سیرت این ناپیراسته

شاعر: جامی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

حکیمی نه بر صورت دلپسند

ز سرمایه حسن نابهره‌مند

22

ز حد تناسب برون پیکرش

به هم ناملایم ز پا تا سرش

33

قدی راست چون همت سفله پست

رخی همچو زلف بتان پر شکست

44

ز آسیب لنگی‌ش پا پر خلل

ز نیروی گیراییش دست شل

55

ز قوّت تهی‌، حقه مشت او

به فرمان او نی یک انگشت او

66

فضولی بدو گفت دور از قبول

که ای طبع دانا ز شکلت ملول

77

بدین شکل ناخوش ز حکمت ملاف

ندیده کس از تیره‌گل آب صاف

88

هر آن میوه کش نیست خوش رنگ و بوی

ز شیرینی طعم او دست شوی

99

به چشم عنایت مشو ناظرش

که عنوان باطن بود ظاهرش

1010

بخندید از آن هرزه‌گویی حکیم

بدو گفت کای هرزه‌گوی سلیم

1111

ز من این هنر بس که جان کاستم

به نقش حقایق دل آراستم

1212

مصیقل شد آیینه‌سان سینه‌ام

دو عالم مصور در آیینه‌ام

1313

ز من یافت اجناس عالم نوی

شدم عالمی نو ولی معنوی

1414

به تکمیل معنی که مقدور بود

قصور تکاسل ز من دور بود

1515

چو تحسین صورت به تدبیر من

نیامد‌، مزن طعن تقصیر من

1616

به صنع از تو گر طعنه‌ای راجع است

به تحقیق آن طعنه بر صانع است

1717

به این طعنه کم ده زبان را گشاد

مده خرمن دین و دانش به باد

1818

بیا ساقی آن باده عیب‌شوی

که از خم فتاده به دست سبوی

1919

بده تا دمی عیب‌شویی کنم

درون فارغ از عیب‌جویی کنم

2020

بیا مطرب و پرده‌ای خوش بساز

وز آن پرده کن چشم عیبم فراز

2121

که تا گردم از عیب‌جویی خموش

شوم بر سر عیب‌ها پرده‌پوش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شناسای تاریخ های کهن

چنین رانده است از سکندر سخن

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 13 - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندری

اگلی نظم

سکندر چو ز آلایش جهل پاک

شد از علم یونانیان بهره ناک

جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 15 - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور