صنف کے تحت کتاب
یہ صفحہ صرف صنفِ مثنوی کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 51 - سؤال دیگر
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 52 - جواب آن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 53 - مخاطبة مع المکاشفین بسر القدر
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 54 - اشارة الی ما قاله بعض کبراء العارفین فی معنی قوله تعالی «یا ایها الناس اتقوا ربکم » الایة ان الامر ذم و حمد فکونوا وقایته فی الذم واجعلوه وقایتکم فی الحمد تکونوا ادباء عالمین
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 55 - اشارة الی قوله تعالی حکایة عن الخلیل علیه السلام و اذا مرضت فهو یشفین
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 56 - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 57 - قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبود
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 58 - حکایت آن . . . که یکی از فضلا التماس کرد که علی را تعریف کن و پرسیدن آن فاضل که کدام علی را آن علی را که معتقد توست یا آن علی را که معتقد ماست
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 59 - در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 60 - اشارة الی تفسیر قوله تعالی فاینما تولوا فثم وجه الله
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 61 - در بیان آنکه ملازمت مصلی مر شطر مسجد حرام را بنا به انقیاد امر حق و اتباع شریعت اوست و الا هویت حق سبحانه چنانکه در قبله مصلی هست در جمیع جهات هست
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 62 - در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهات
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 63 - در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 64 - در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 65 - در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویش
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 66 - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 67 - در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیت
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 68 - حکایت شیخ محقق با مرید موسوس
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 69 - در ذکر اصحاب تفرقه علی طبقاتهم
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 70 - تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 71 - در بیان آنکه انصاف به عیب خود پرداختن است و نظر به عیب دیگران نه انداختن
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 72 - انتقال از نکوهش شعر و سخنوری به مذمت شعرای روزگار
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 73 - حکایت بر سبیل تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 74 - در بیان آنکه آدمی کمال و نقصان خود را نمی داند زیرا که او مخلوق از برای خود نیست بلکه از برای غیر خود است فالذی خلقه انما خلقه لنفسه لاله فما اعطاه الا ما یصلح ان یکون له تعالی فلو علم انه مخلوق لربه لعلم ان الله خلق الخلق علی اکمل صورة تصلح لربه اعوذ بالله ان اکون من الجاهلین
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 75 - در بیان آنکه نشئه ملکیه ادراک این معنی نمی کرد و لهذا زبان طعن بر آدم علیه السلام گشادند و بر وی به فساد و سفلک گواهی دادند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 76 - در بیان آنکه آدمی کل است و سایر اشیا به مثابه اجزا
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 77 - داوود علیه السلام با حضرت حق سبحانه در مناجات خود گفت یا رب لم خلقت الخق؟ حضرت سبحانه در جواب وی گفت کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 78 - اشارت به تقسیم علم به علمی که مضاف به مرتبه جمع است و به علمی که مضاف به مرتبه فرق است و علی هذاالقیاس سائرالصفات
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 79 - در بیان اندراج و اندماج شئون و اعتبارات فی اول رتب الذات و عدم تمایز ایشان از یکدیگر لا علما و لا عینا و تمایز ایشان فی ثانی رتب الذات علما لا عینا و ظهور ایشان فی مراتب الکون متفرقة مفصلة پس ظهور ایشان در مرتبه انسان کامل مجتمعة وحدانیة کما فی اول رتب الذات و ذلک غایة الغایات و نهایة النهایات
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 80 - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 81 - در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 82 - حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 83 - تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقة
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 84 - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 85 - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 86 - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 87 - مناجات
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 88 - انتقال از استعاذه به بسمله
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 89 - اشارة حرفیة الی الباء
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 90 - اشارة حرفیة الی الالف
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 91 - در بیان معنی اسم الله
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 92 - در بیان معنی اسم الرحمان و اسم الرحیم
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 93 - در انتقال از بسمله به تلاوت کلام الله
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 94 - فی بیان قوله علیه السلام رب تال للقرآن و القرآن یلعنه
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 95 - حکایت عاشق و معشوقی که شب در خلوتی نشسته بودند و در بر همه اغیار بسته ناگاه غلام آن عاشق که باریک نام داشت حلقه بر در زد عاشق گفت کیست گفت منم غلام تو باریک عاشق گفت باز گرد که اگر در باریکی مویی شده ای امشب تو را درین خلوت گنجایی نیست
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 96 - در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 97 - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخلص باشد و هم مخلص مخلص مفتوح اللام به اعتبار اضافت فعل اخلاص به حق و مخلص مکسوراللام به اعتبار مظهریت خودش مر فعل حق را سبحانه و لهذا مخلصین در شأن انبیا علیهم السلام به روایتی کسر و فتح لام نازل شده است
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 98 - تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 99 - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند
جامی » هفت اورنگ » دفتر اول » بخش 100 - تمثیل