صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 100 - تمثیل

بخش 100 - تمثیل

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

سگکی می شد استخوان به دهان

کرده ره بر کنار آب روان

2

بس که آن آب صاف و روشن بود

عکس آن استخوان در آب نمود

3

برد بیچاره سگ گمان که مگر

هست در آب استخوان دگر

4

لب چو بگشاد سوی آن به شتاب

استخوانش از دهان فتاد در آب

5

نیست را هستی توهم کرد

بهر آن نیست هست را گم کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بار دیگر چو برد حضرت شاه

از خراسان سوی عراق سپاه

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 99 - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند

اگلی نظم

گازری در در نواحی بغداد

بود در کار گازری استاد

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 101 - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور