صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 99 - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند

بخش 99 - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بار دیگر چو برد حضرت شاه

از خراسان سوی عراق سپاه

22

گفت من بعد شاه فرخنده

به خراسان نمی رسد زنده

33

شاه آمد به تخت بار دگر

مرد شهزاده پیشتر ز پدر

44

بعد ازو شاه سالهای دراز

زیست بر تختگاه حشمت و ناز

55

هر دو حکمش خلاف واقع شد

محنت و رنج خواجه ضایع شد

66

این و امثال این بسی احکام

منعکس شد ز گردش ایام

77

لیک قطعا خجل نمی گردند

زین صفت منفعل نمی گردند

88

شد مبین ز جرئت اینان

کالحیاء شعبه من الایمان

99

جفر اگر هست حکمت نبویست

مقتبس از چراغ مصطفویست

1010

جز به نور متابعت حاشا

که شود از جمال پرده گشا

1111

جفر دان زمانه مست و جنب

پیش بنهاده زین مقوله کتب

1212

نه ز احوال عاقبت ترسان

نه ز اسباب عافیت پرسان

1313

چند حرفی نوشته پهلوی هم

وز عدد زیرشان نهاده رقم

1414

بسته بر خود تخیلی باطل

یکسر از حیله خرد عاطل

1515

مر ورا دقت اهل دل را دق

چیست این جفر جعفر صادق

1616

جعفر صادق از تو بیزار است

صادقان را ز کاذبان عار است

1717

صدق زین است و کذب شین و چه شین

هر دو ضدین غیر مجتمعین

1818

طرفه تر آنکه اهل جاه و جلال

که ندارند در زمانه مثال

1919

به خرد گرچه در جهان سمراند

این زخارف ازین خران بخرند

2020

آن جواهر که فاضلان سفتند

وان معارف که عارفان گفتند

2121

همه در گوش هوششان باد است

طبعشان ز اجتناب ازان شاد است

2222

کهنه خوانند جمله را و قدید

کی بود در قدید ذوق جدید

2323

چند خاییدن قدید کسان

لب به نوباوه جدید رسان

2424

من ندانم که این جدید کجاست

ذوق نوباه جدید که راست

2525

مدعی کز جدید می لافد

تار و پود جدید می بافد

2626

کهنه بگذاشت نا رسیده به نو

کهنه را ریخت نو نکرده درو

2727

بی نو و کهنه بر زمین مانده

هم ازان رانده هم ازین مانده

2828

در تلاوت اگر به چشم شهود

متکم تو را شود مشهود

2929

مده از نفس ضال و دیو مضل

به تفاصیل لفظ و معنی دل

3030

بلکه چشم شهود بر حق دوز

وز فروغش چراغ جان افروز

3131

خوش نباشد که یار پیش نظر

تو نظر افکنی به جای دگر

3232

با تو معشوق خفته در آغوش

تو سپاری به نامه او هوش

3333

نامه در هجر نزهت بصر است

لیک یوم التلاق درد سر است

3434

چون رسد روز وصل دست به یار

نامه را جای به سر دستار

3535

ور شوی از جمال او محجوب

فکر در نامه کردن آید خوب

3636

لیک فکری که در سراچه روح

بگشاید هزار باب فتوح

3737

از عهود قدیم یاد دهد

صد در فیض را گشاد دهد

3838

یوسف جانت را به رفع حجب

برهاند از این غیابه جب

3939

شوق دیرینه را بجنباند

رویت از ماسوا بگرداند

4040

بر تو تابد سرائر توحید

بر تو ریزد جواهر تفرید

4141

گنج اسرار را شوی گنجور

دست احرار را شوی دستور

4242

پی به دروازه نجات بری

می ز پیمانه حیات خوری

4343

نه که از نهر عذب دور افتی

مرغ کوری به آب شور افتی

4444

همچو این ابلهان بی فرجام

که به زرق فسون درین ایام

4545

دم خبرت ز علم جفر زنند

تار تزویر گرد جفر تنند

4646

می دهند از کمال بی عونی

صد خبر از حوادث کونی

4747

همه مستنبط از کتاب خدای

همه مستخرج از بواطن آی

4848

نه بر آنها ز روی عقل دلیل

نه بدان ها ز کوی نقل سبیل

4949

سر به سر ز اقتضای فهم ردی

مبتنی بر قواعد عددی

5050

ابتنایی تهی ز جزم و ز ظن

بلکه از بیت عنکبوت اوهن

5151

هیچ از آنها به وفق واقع نه

وز یکی نور صدق لامع نه

5252

قدوه این فریق بی توفیق

که سپرده ست شیوه تحقیق

5353

سالها محنت و عنا برده

واندر این فن کتابها کرده

5454

از کلام مجید کرد آگاه

که فلان شاهزاده بعد از شاه

5555

وارث ملک و مال خواهد بود

عمر او دیر سال خواهد بود

5656

بلکه گیرد به طالع میمون

چند کشور دگر ز شاه فزون

5757

واندر این باب فصلی آماده

کرد و آورد پیش شهزاده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خس و خاشاک بین که در تگ پا

می رود لحظه لحظه جای به جا

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 98 - تمثیل

اگلی نظم

سگکی می شد استخوان به دهان

کرده ره بر کنار آب روان

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 100 - تمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور