صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 89 - اشارة حرفیة الی الباء

بخش 89 - اشارة حرفیة الی الباء

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

با که از بسمله ست حرف نخست

بر بواقی ازان ترفع جست

2

که ز رفعت گذشت و خفض گزید

به چنین رفعتی ز خفض رسید

3

به تواضع چو ساخت خود را پست

حق گرفتش بدان ترفع دست

4

پست شو پست تا بلند شوی

بهره بفکن که بهره مند شوی

5

دانه اول فتاد پست به خاک

تا ازان سر کشید بر افلاک

6

چون خود از جیب کسر بر زد سر

آن صفت شد به جار او منجر

7

زانکه مجرور خویش را جار است

خو گرفتن ز جار ناچار است

8

هر که دارد ز خصلتی مایه

اثر آن رسد به همسایه

9

کرد گویی بدین حیث اشعار

آن که الجار گفت ثم الدار

10

فقر خواهی به اهل فقر نشین

همنشینی به اهل فقر گزین

11

تا کنی کسب ازان فریق اثری

گرچه زان کسب نبودت خبری

12

طبع دزدد ز یار بهتر خوی

نافه گیرد ز مشک اذفر بوی

13

عامل اندر حروف بسمله نیست

غیر «بی » از حروف عامله نیست

14

از عمل نیست یک نفس خالی

از عمل یافت منصب عالی

15

درجات رفیع در دو سرا

مبتنی بر عمل فتاد تو را

16

رو ز قرآن الیه یصعد خوان

کش بود تا به یرفعه میدان

17

تا بدانی که طیب از کلمات

یعنی ارواح ناجی از ظلمات

18

چون به اوج بقا کنند صعود

جز به قدر عمل نخواهد بود

19

«بی » که بنشست در مقام «الف »

چون خلیفه به جای مستخلف

20

آنچه مستخلف از ترفع شان

داشت بنمود در خلیفه عیان

21

طول قد الف ازین معنی

می نماید کنون ز صورت «بی »

22

ور نه «بی » در مواضع دیگر

منخفض بود و نافراخته سر

23

پادشاهان خلیفگان حق اند

در خلافت همه بر این نسق اند

24

هر چه دارند اتصاف بدو

ز اقتدار و نفاذ امر علو

25

وصف های حق است عز و جل

گشته ظاهر ولی به قدر محل

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون زبان و جنان و ارکان را

که تصرف در آنست شیطان را

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 88 - انتقال از استعاذه به بسمله

اگلی نظم

«الف » اسم پیشتر از «با»

بود بسیار ظاهر و پیدا

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 90 - اشارة حرفیة الی الالف

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور