صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 66 - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشد

بخش 66 - حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشد

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ابلهی رخت خود به خواب سپرد

رختش از تن کشید و دزد ببرد

2

جز ازاری که بودش اندر پای

کش ز بی قیمتی گذاشت به جای

3

چون متاعی که با بها باشد

آفت دزدش از قفا باشد

4

کاله آن به که کم عیاری او

کند از دزد پاسداری او

5

ساده دل چون ز خواب سر برداشت

دید گم گشته هر چه در بر داشت

6

دست خود برد سوی سر دو سه بار

نه کله باز یافت نی دستار

7

گفت اگر جامه رفت نبود باک

دلم از بی عمامگی شد چاک

8

زانکه نبود به چشم هیچ گروه

مرد را بی عمامه فر و شکوه

9

چون نیارست سر برهنه نشست

کرد بیرون ازار و در سر بست

10

که از آنجا که رسم شهر و ده است

کون برهنه ز سر برهنه به است

11

آنچه پوشیدنش ضرورت بود

بی ضرورت برهنه کرد و نمود

12

وانچه بنمودنش به شرع رواست

یکدمش ز ابلهی برهنه نخواست

13

همچنین زاهد موسوس شهر

که ندارد ز شرع و سنت بهر

14

دفع وسواس کز سر تحقیق

فرض باشد به شرع اهل طریق

15

می گذارد ولی به غسل و وضو

می کند گاه شست و شوی غلو

16

غسل اعضا سه بار اگر چه بس است

شوید او آنقدر که دسترس است

17

چون ز کار وضو بپردازد

برود تا نماز آغازد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دیگری زان فریق گویم کیست

آنکه در هر عمل به وسوسه زیست

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 65 - در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویش

اگلی نظم

سوی وسواس او گراید دیو

همچو خون در رگش درآید ریو

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 67 - در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور