صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 94 - فی بیان قوله علیه السلام رب تال للقرآن و القرآن یلعنه

بخش 94 - فی بیان قوله علیه السلام رب تال للقرآن و القرآن یلعنه

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

رب تال یفوه بالقرآن

و هو یفضی به الی الخذلان

22

خواجه را نیست جز تلاوت کار

لیکن آن طرد و لعنت آرد بار

33

لعنت است اینکه بهر لهجه و صوت

شود از تو حضور خاطر فوت

44

فکر حسن غنا برد هوشت

متکلم شود فراموشت

55

نشود بر دل تو تابنده

کین کلام خداست یابنده

66

باده نوشی مدام با اوباش

تا شود صاف حلق تو ز خراش

77

حلق باید ز خلط بلغم پاک

گر بود معده پر حرام چه باک

88

لعنت است اینکه سازدت پی سیم

روز و شب با امیر و خواجه ندیم

99

مجلس ناکسان بیارایی

تا بدان یک دو خرده بربایی

1010

خانه شان مزبله ست و قرآن نور

دار این نور را ز مزبله دور

1111

شرم بادت که بهر مزبله ای

سازی از نور قدس مشعله ای

1212

لعنت است اینکه همت تو تمام

گشت مصروف لفظ و حرف کلام

1313

نقد عمرت ز فکرت معوج

خرج شد در رعایت مخرج

1414

صرف کردی همه حیات سره

در قراآت سبعه و عشره

1515

گر شود مدی از ادای تو کم

حرف غم در دلت شود مدغم

1616

فوت کردی سعادت سرمد

غم نخوردی برابر یک مد

1717

همچنین هر چه از کلام خدا

جز خدا قبله دل است تو را

1818

موجب لعن و مایه طرد است

جبذا مقبلی کز آن فرد است

1919

معنی لعن چیست مردودی

به مقامات بعد خوشنودی

2020

هر که ماند از خدا به یک سر مو

آمد اندر مقام بعد فرو

2121

گرچه ملعون نشد ز حق مطلق

هست ملعون به قدر بعد از حق

2222

زانکه اندر مقام یکتایی

نیست مو را مجال گنجایی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به تعوذ چو پاک کردی راه

متوسل شدی به بسم الله

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 93 - در انتقال از بسمله به تلاوت کلام الله

اگلی نظم

مبتلایی به عشق بدخویی

داشت باریک نام هندویی

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 95 - حکایت عاشق و معشوقی که شب در خلوتی نشسته بودند و در بر همه اغیار بسته ناگاه غلام آن عاشق که باریک نام داشت حلقه بر در زد عاشق گفت کیست گفت منم غلام تو باریک عاشق گفت باز گرد که اگر در باریکی مویی شده ای امشب تو را درین خلوت گنجایی نیست

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور