صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 86 - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد

بخش 86 - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

هست حق را دو اسم کارگزار

هر یکی را مظاهر بسیار

22

مظهر آن خلاف مظهر این

آن سوی کفر خوانده وین سوی دین

33

آن دو اسم اسم هادی است و مضل

فاش گفتم که حل شود مشکل

44

مظهر آن نبی و اتباعش

مظهر این بلیس و اشیاعش

55

آن هدایت کند به صدق و صواب

وین دلالت کند به کفر و حجاب

66

آنت خواند به قرب و نزدیکی

وینت راند به بعد و تاریکی

77

روی آن در صیانت خاطر

روی این در عمارت ظاهر

88

استعاذت که امر کرد بدان

ایزدت در قرائت قرآن

99

اولا آن بود که از ره دل

رو به هادی کنی ز اسم مضل

1010

سر ذلت نهی به خاک نیاز

که تویی کارساز کارم ساز

1111

زیر حکم مضل مفرسایم

آن من باش تا بیاسام

1212

ثانیا آنکه که از ره صورت

نکند نفس و دیو مغرورت

1313

هر چه در وی ضلالتی بینی

دامن از وی تمام درچینی

1414

وانچه در وی هدایتی یابی

روی همت به سوی او تایی

1515

ثالثا آنکه این خجسته کلام

به زبان آوری به صدق تمام

1616

تا زبان چون جوارح و ارکان

استعاذت کند به وفق جنان

1717

نه که گویی اعوذ و تازی تیز

سوی شیطان و نفس شورانگیز

1818

نه که گویی اعوذ و آری روی

سوی بدسیرتان ناخوشخوی

1919

تا ز هر بد عنانت کوته نیست

یک اعوذت اعوذبالله نیست

2020

بلکه آن پیش صاحب عرفان

نیست الا اعوذ بالشیطان

2121

گاه گویی اعوذ و گه لاحول

لیک فعلت بود مکذب قول

2222

بر دهان جام زهر مرگ آمیز

بر زبان آنکه می کنم پرهیز

2323

چند باشی به حیله و تلبیس

منزل دیو و سخره ابلیس

2424

سوی خویشت دو اسبه می راند

به زبانت اعوذ می خواند

2525

طرفه حالی که دزد بیگانه

گشته همراه صاحب خانه

2626

می کند همچو او فغان و نفیر

در به در کو به کو که دزد بگیر

2727

استعاذت ازان گدا آموز

که سگ ترک چون شود کین توز

2828

به تک از سگ گریز گیرد پیش

رو نهد سوی ترک نیک اندیش

2929

خویش را افکند به خرگاهش

کند از عجز خویش آگاهش

3030

که خدا را برس به فریادم

ور نه سگ می کند ز بنیادم

3131

ترک چون ضعف حال او بیند

زاری و ابتهال او بیند

3232

در جوار خودش پناه دهد

ایمن از سگ سرش به راه دهد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون ز نفس و حدیثش آیی تنگ

به کلام قدیم کن آهنگ

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 85 - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست

اگلی نظم

ای خدا کمترین گدای توام

چشم بر خوان کبریای توام

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 87 - مناجات

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور