صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 85 - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست

بخش 85 - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چون ز نفس و حدیثش آیی تنگ

به کلام قدیم کن آهنگ

22

مصحفی جو چو شاهد مهوش

بوسه زن در کنار خویشش کش

33

شاهد گلعذار و مشکین خط

چهره آراسته به عجم و نقط

44

بلکه باغ بهشت و روضه حور

سبزه اش مشک و تربتش کافور

55

جدولش چون چهار جوی بهشت

فیض بخش از چهار سوی بهشت

66

گرد جدول نقوش اعشارش

رسته گلهاست گرد انهارش

77

سوره هایش همه قصار و طوال

قصرها زان بهشت فرخ فال

88

کرده همواره زان قصور شگرف

جلوه حوران قاصرات الطرف

99

سر هر سوره بر مثال دری

که ازان در توان بر آن گذری

1010

رسد از هر دری گه و بیگه

طالبان را صلا که بسم الله

1111

عشر او کرده نشر بر و نوال

خمس او گشته شمس اوج کمال

1212

آیتش غایت امانی کون

وقف بر وی همه معانی عون

1313

کلماتش مفرق ظلمات

حرفها ظرفهای فیض حیات

1414

چون بروج نجوم سیاره

متجزی شده به سی پاره

1515

جزو جزوش حقایق اسرار

هر یکی را دقایق بسیار

1616

به کنار این نگار فرخ فر

چون در آری به غیر او منگر

1717

صرف او کن حواس جسمانی

وقف او کن قوای روحانی

1818

دل به معنی زبان به لفظ سپار

چشم بر خط و نقط و عجم گذار

1919

گوش ازو معدن جواهر کن

هوش ازو مخزن سرائر کن

2020

در ادایش مکن زبان کج مج

حرفهایش ادا کن از مخرج

2121

دور باش از تهتک و تعجیل

کام گیر از تأمل و ترتیل

2222

رغم طبع جهول و نفس عجول

جهد در عرض کن نه اندر طول

2323

رخت خویش از میانه بیرون بر

پی به وحدتسرای بیچون بر

2424

خویش را چون درخت موسی دان

کامد از وی کلام حق به میان

2525

سمع خود را به حکم شرع و قیاس

عین سمع خدای پاک شناس

2626

گر کند جست و جوی حجت کس

حصر و هوالسمیع حجت بس

2727

هست رشحی دگر ازین منبع

کنت سمعا له فبی یسمع

2828

بار خود دور کن که جز باری

در میان نیست سامع و قاری

2929

به زبان درخت و سمع کلیم

می کند عرض خود کلام قدیم

3030

زین شهود آنچه سازدت مهجور

دیو رهزن بود مشو مغرور

3131

به خدا بر ز شر دیو پناه

که خداگفت فاستعذ بالله

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سالها شد که روی در دیوار

دل برآرم به گرد شهر و دیار

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 84 - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان است

اگلی نظم

هست حق را دو اسم کارگزار

هر یکی را مظاهر بسیار

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 86 - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور