صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 85 - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست

بخش 85 - در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون ز نفس و حدیثش آیی تنگ

به کلام قدیم کن آهنگ

2

مصحفی جو چو شاهد مهوش

بوسه زن در کنار خویشش کش

3

شاهد گلعذار و مشکین خط

چهره آراسته به عجم و نقط

4

بلکه باغ بهشت و روضه حور

سبزه اش مشک و تربتش کافور

5

جدولش چون چهار جوی بهشت

فیض بخش از چهار سوی بهشت

6

گرد جدول نقوش اعشارش

رسته گلهاست گرد انهارش

7

سوره هایش همه قصار و طوال

قصرها زان بهشت فرخ فال

8

کرده همواره زان قصور شگرف

جلوه حوران قاصرات الطرف

9

سر هر سوره بر مثال دری

که ازان در توان بر آن گذری

10

رسد از هر دری گه و بیگه

طالبان را صلا که بسم الله

11

عشر او کرده نشر بر و نوال

خمس او گشته شمس اوج کمال

12

آیتش غایت امانی کون

وقف بر وی همه معانی عون

13

کلماتش مفرق ظلمات

حرفها ظرفهای فیض حیات

14

چون بروج نجوم سیاره

متجزی شده به سی پاره

15

جزو جزوش حقایق اسرار

هر یکی را دقایق بسیار

16

به کنار این نگار فرخ فر

چون در آری به غیر او منگر

17

صرف او کن حواس جسمانی

وقف او کن قوای روحانی

18

دل به معنی زبان به لفظ سپار

چشم بر خط و نقط و عجم گذار

19

گوش ازو معدن جواهر کن

هوش ازو مخزن سرائر کن

20

در ادایش مکن زبان کج مج

حرفهایش ادا کن از مخرج

21

دور باش از تهتک و تعجیل

کام گیر از تأمل و ترتیل

22

رغم طبع جهول و نفس عجول

جهد در عرض کن نه اندر طول

23

رخت خویش از میانه بیرون بر

پی به وحدتسرای بیچون بر

24

خویش را چون درخت موسی دان

کامد از وی کلام حق به میان

25

سمع خود را به حکم شرع و قیاس

عین سمع خدای پاک شناس

26

گر کند جست و جوی حجت کس

حصر و هوالسمیع حجت بس

27

هست رشحی دگر ازین منبع

کنت سمعا له فبی یسمع

28

بار خود دور کن که جز باری

در میان نیست سامع و قاری

29

به زبان درخت و سمع کلیم

می کند عرض خود کلام قدیم

30

زین شهود آنچه سازدت مهجور

دیو رهزن بود مشو مغرور

31

به خدا بر ز شر دیو پناه

که خداگفت فاستعذ بالله

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سالها شد که روی در دیوار

دل برآرم به گرد شهر و دیار

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 84 - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان است

اگلی نظم

هست حق را دو اسم کارگزار

هر یکی را مظاهر بسیار

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 86 - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور