صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر اول
  5. »بخش 97 - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخلص باشد و هم مخلص مخلص مفتوح اللام به اعتبار اضافت فعل اخلاص به حق و مخلص مکسوراللام به اعتبار مظهریت خودش مر فعل حق را سبحانه و لهذا مخلصین در شأن انبیا علیهم السلام به روایتی کسر و فتح لام نازل شده است

بخش 97 - در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخلص باشد و هم مخلص مخلص مفتوح اللام به اعتبار اضافت فعل اخلاص به حق و مخلص مکسوراللام به اعتبار مظهریت خودش مر فعل حق را سبحانه و لهذا مخلصین در شأن انبیا علیهم السلام به روایتی کسر و فتح لام نازل شده است

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مرد مخلص نگشته از خود پاک

باشد اخلاص او همه اشراک

2

نفسش از چرک شرک ناشده صاف

دارد اخلاص را به خویش مضاف

3

نیست پیش محقق آگاه

مخلصان را جز این خطر در راه

4

چون رهاند حقش ز نفس دغل

کسر لامش شود به فتح بدل

5

بود مخلص کنون شود مخلص

دهدش مخلصی ز خود مخلص

6

بلکه چون خود ز نفس ناکس رست

کسر او فتح و فتح او کسر است

7

گر به اخلاص خود شود حاضر

بیند اخلاص حق ز خود ظاهر

8

مخلص آید ولی به حق نه به خود

به حق آموزد این سبق نه به خود

9

مخلص مخلصی که در قرآن

انبیا راست نازل اندر شان

10

در عبارت بود دو صیغه ولی

در حقیقت بود به یک معنی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حکم لعنت ز فعل بی اخلاص

نیست با قاریان قرآن خاص

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 96 - در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل است

اگلی نظم

خس و خاشاک بین که در تگ پا

می رود لحظه لحظه جای به جا

جامی»هفت اورنگ»دفتر اول»بخش 98 - تمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور