صنف کے تحت کتاب
یہ صفحہ صرف صنفِ مثنوی کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔
جامی » هفت اورنگ » تحفةالاحرار » بخش 59 - حکایت مدح گفتن لاغری شاعر خواجه را که بر وی لباس آسودگی از فربهی تنگ آمده بود
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 59 - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان
جامی » هفت اورنگ » تحفةالاحرار » بخش 60 - مقاله بیستم در پند دادن فرزند ارجمند که در بستان طفولیت به نبات حسن پرورده باد و در بستان بلاغت به نهایت کمال پی آورده
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 60 - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ
جامی » هفت اورنگ » تحفةالاحرار » بخش 61 - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکار
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 61 - قصه تحفه مغنیه
جامی » هفت اورنگ » تحفةالاحرار » بخش 62 - ختم خطاب و خاتمه کتاب
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 62 - خریدن تاجر تحفه را و به خانه بردن و جذبه رسیدن مر او را
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 63 - رسیدن شیخ بزرگوار سری سقطی قدس الله تعالی سره به سر وقت تحفه و آگاهی یافتن از حالی وی
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 64 - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 65 - قصه ملاقات ذوالنون مصری قدس الله تعالی سره در حرم مکه با آن کنیزک و مقالات ایشان با یکدیگر
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 66 - قصه آن جوان معشوق و پیر عاشق
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 67 - مناجات شیخ ابوعلی دقاق قدس سره بر بالای منبر
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 68 - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 69 - دیدن بعضی اصحاب بعد از وفات وی را قدس سره به خواب
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 70 - در ذکر موت و اهوال آن
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 71 - اشارة الی قوله علیه السلام من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی ابن ابی قحافه
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 72 - حکایت بر سبیل تمثیل
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 73 - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم مثل المؤمن مثل النحلة لا تأکل الا طبیبا و لا تضع الا طبیبا
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 74 - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 75 - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم من تشبه بقوم فهو منهم
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 76 - خلاص شدن مسخره فرعونیان از غرقه شدن به واسطه آنکه خود را به صورت موسی علیه السلام برآوردی و مسخرگی کردی
جامی » هفت اورنگ » دفتر دوم » بخش 77 - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 1 - مقدمه
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 2 - جامی که قوی شکسته حال است
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 2 - این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام بقائهم دام مرغ اجابت شکار ایشان
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 3 - تاجور ساختن این شاهد غیبی به بی عیبی مباهی به تاج بسمله که مرصع است به جواهر اسماء و صفات الهی
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 3 - قصه قاصد فرستادن قیصر روم به نوشیروان تا معلوم کند که با وی در چه مقام است درصدد صلح است یا در معرض جنگ و انتقام است
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 4 - در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجات
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 4 - پایه دعاگویی جناب خداوندگاری چنان بلند است که مادام که قلم بلند بالا پای بر قبه قصر قصه قیصر و کنگر ایوان داستان نوشیروان ننهاد سر او به آن نرسید لاجرم سر کرده و سر بر آن درآورده همواره این رقم می زند که سایه دولتش پاینده باد و آفتاب معدلتش تابنده
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 5 - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 5 - ظلم پادشاه چون سیلی حبیب است که هر چند سخت آید سست نماید و ظلم دیگران چون مشت پراکنده رقیب که هر چند سست نماید سخت آید
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 6 - تخم درود در زمین معذرت کاشتن و خوشه مغفرت درودن و توشه آخرت برداشتن
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 6 - پیغام فرستادن سلطان به پادشاه روم که اگر چه من بنده زاده ام اما قرار مملکت بر این وجه داده ام که هیچ قوی بازو را مجال آن نمانده است که دست تطاول به مال ضعیفی دراز کند و اگر ناگاه دراز دستی واقع شود به موجب فرموده من بود و انصاف دادن پادشاه روم که هر کسی را دست ضبط و سیاست چنین بالا بود می شاید که همه زبردستان زیردستان او باشند
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 7 - چهره شاهد سخن به زیور خطاب آراستن و مهر ختم بر سعادت از خاتم نبوت خواستن
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 7 - عادل که از حرف عین چشم عالمی بر وی است و از دال و لام دل جهانیش در پی آن به که در همه چشم ها خود را نغز نماید و به همه دل ها نیکو درآید در نغز کاری پیشوایی باشد و در نیکوکرداری راهنمایی
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 8 - در دعای دوام دولت سایه شهریاری که سایه دولت شهریاران به خاک مذلت افتاده اوست و استدعای مزید رفعت تاجداری که تخت رفعت تاجداران به پای خدمت ایستاده اوست
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 8 - حکایت آن پادشاه صاحب شکوه که با سپاه انبوه به پای دیوار بستانی که شاهد نار پستان درخت انار سر از دیوار برکرده بود گذشت نه هیچ کس به وی چشم خیانت باز کرد و نه دست تصرف دراز
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 9 - سبب نظم جواهر آبدار سبحة الابرار که هر عقد وی از رشته آمال عقده گشاست و هر مهره از آن در گردش احوال مهر افزاست
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 9 - حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 10 - عقد اول در پرده گشایی از گشادگی دل و بیان آنکه در پهلوی راستان به وی توان رسید محروم ماند هر که در پهلوی خویش طلبید
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 10 - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 11 - حکایت عین القضات همدانی که از همه دانی موی می شکافت هر چند چون موی بر خود تافت تا به صحبت غزالی نشتافت سر رشته این کار نیافت
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 11 - حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 12 - مناجات در اشارت بیقراری شجره دل در مهب ریاح خواطر مختلفه و طلب توفیق تحقیق سخن که ثمره آن شجره است
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 12 - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 13 - عقد دوم در شرح سخن که شریف ترین گوهر صدف آدمیت است و لطیف ترین زیور شرف محرمیت
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 13 - حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشت
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش 14 - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت
جامی » هفت اورنگ » دفتر سوم » بخش 14 - به خواب دیدن عبدالله عمر رضی الله عنهما بعد از دوازده سال پدر خود را و خبر دادن وی از مناقشه در حساب و مضایقه در حقوق عباد