صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 14 - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت

بخش 14 - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ظلم حجاج به غایت چو رسید

تیغ بر تهمتی چند کشید

2

گنج ها زر به فدا آوردند

گنجشان خاک به سر بر کردند

3

هیچشان حیله گر سود نکرد

کارشان روی به بهبود نکرد

4

جلمه کردند سر اندر سر تیغ

سر نهادند در آبشخور تیغ

5

بجز آن بازپسین نکته گذار

که چو آمد به سرش نوبت کار

6

گفت کای داور فرمانفرمای

کار بر ما نه به احسان پیمای

7

ما تنی چند که از بیخردی

کار ما نیست بجز شغل بدی

8

نسپردیم ره احسان لیک

نزدی گام تو هم چندان نیک

9

از گنه گرچه بدی شیوه ماست

ترک احسان ز تو هم عین خطاست

10

چه ز ما رسم ستم ورزیدن

چه ز تو سر ز کرم پیچیدن

11

طبع حجاج ازان نکته شگفت

داد فرمان به خلاص وی و گفت

12

تف بر آن طایفه مرده دلان

در هوا و هوس افسرده دلان

13

که ازان قوم فرومایه کسی

بر نیاورد چنین خوش نفسی

14

کاش از اول ز تو بودی این کار

تا ز تو یافتی این کار قرار

15

کار هر یک ز تو سنجیده شدی

جرم هر یک به تو بخشیده شدی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آب آن روضه دین افروزد

تاب این خرمن ایمان سوزد

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 13 - عقد دوم در شرح سخن که شریف ترین گوهر صدف آدمیت است و لطیف ترین زیور شرف محرمیت

اگلی نظم

ای زبان خرد از کنه تو بند

پایه قدر سخن از تو بلند

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 15 - مناجات در بیان قصور زبان سخن از شرح کمال الهی و شکر نوال نامتناهی و طلب سنجیدگی وی تا به میزان موزونی یابد و در کفه قبول افزودنی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور