صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 14 - به خواب دیدن عبدالله عمر رضی الله عنهما بعد از دوازده سال پدر خود را و خبر دادن وی از مناقشه در حساب و مضایقه در حقوق عباد

بخش 14 - به خواب دیدن عبدالله عمر رضی الله عنهما بعد از دوازده سال پدر خود را و خبر دادن وی از مناقشه در حساب و مضایقه در حقوق عباد

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

دید پور عمر به چشم خیال

مر عمر را پس از دوازده سال

2

گفت بابا تو را چه حال افتاد

که ز حال منت نیامد یاد

3

گفت از وقت مرگ تا امروز

حالتی داشتم عجب جانسوز

4

از سؤال مظالم مردم

دست و پا کرده بود عقلم گم

5

پای میشی شکست در بغداد

در پلی سخت سست و بی بنیاد

6

هیچ وزری نه زان به گردن من

صاحبش دست زد به دامن من

7

که چرا از عمارت آن پل

داشتی دست ای خلیفه کل

8

تا در آن تنگنای حادثه زای

رفت از دست بیزبانی پای

9

بود قایم چنان به عدل عمر

که شد اندر جهان به عدل سمر

10

عدل او روی در نهایت کرد

تا که در نام او سرایت کرد

11

نامش از عدل چون مکمل شد

کسر در وی به فتح مبدل شد

12

لشکرش زان ز کسر پشت نداد

شد موفق به فتح جمله بلاد

13

با چنین عدل چون محاسب گشت

بنگر تا چه حد معاتب گشت

14

آن که عدلش ز ظلم خالی نیست

نامش از نعت عدل عالی نیست

15

بلکه جز راه ظلم کم سپرد

حال فردای او چه سان گذرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود در مرو شاهجان زالی

همچو زال جهان کهنسالی

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 13 - حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشت

اگلی نظم

سرور خیل غازیان غازان

بر سر دشمنان دین تازان

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 15 - حکایت غازان که از برای یک توبره کاه آتش در خرمن ظالمی انداخت و از پرتو آن عالمی را روشن ساخت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور