صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 61 - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکار

بخش 61 - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکار

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ساده مریدی ز جهان شسته دست

آمد و در صحبت پیری نشست

2

گرم نکرده به زمین جا هنوز

خاست ازان انجمن جان فروز

3

پیر برآشفت که تعجیل چیست

نفرت دیو از دم جبریل چیست

4

گفت قضا پرده کش هوش گشت

نادره چیزیم فراموش گشت

5

می روم این لحضه به هر راه و کوی

تا کنم آن گمشده را جست و جوی

6

پیر خروشید که ای بوالهوس

در دو جهان هست یکی چیز و بس

7

کان نه سزاوار فراموشی است

قبله گویایی و خاموشی است

8

گر همه آفاق در آغوش تو

باشد و آن چیز فراموش تو

9

غایت آگاهی تو غافل است

حاصل اوقات تو بی حاصل است

10

ور بود آن چیز فرا یاد تو

شاد کن خاطر ناشاد تو

11

گو دو جهان گشته فراموش باش

لب ز سخن شان شده خاموش باش

12

جامی ازین مشغله خاموش کن

هر چه نه آن چیز فراموش کن

13

زانکه سرانجام تو خاموشی است

وآخر کار تو فراموشی است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای شب امید مرا ماه نو

دیده بختم به خیالت گرو

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 60 - مقاله بیستم در پند دادن فرزند ارجمند که در بستان طفولیت به نبات حسن پرورده باد و در بستان بلاغت به نهایت کمال پی آورده

اگلی نظم

خامه چو بر موجب جف القلم

خشک بیستاد از این خوش رقم

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 62 - ختم خطاب و خاتمه کتاب

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور