صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »جامی / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

1804 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 134–مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 134

7 اشعار

غزل شمارهٔ 134–می کند عشق تو تاراج دل و دین الغیاث

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 134

7 اشعار

غزل شمارهٔ 135–اشکم به گلو گر ره فریاد نبندد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 135

7 اشعار

غزل شمارهٔ 135–در صورت تو سر جمالی که مجمل است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 135

7 اشعار

غزل شمارهٔ 135–یار اگر در بست بر رویت چه باشی در حرج

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 135

7 اشعار

غزل شمارهٔ 136–بر لبم تا نفسی می رود و می آید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 136

7 اشعار

غزل شمارهٔ 136–خیال خال لبت تخم مزرع امل است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 136

7 اشعار

غزل شمارهٔ 136–چنین که سالک ما می نهد قدم کج مج

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 136

7 اشعار

غزل شمارهٔ 137–چو یار زلف معنبر نبندد و نگشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 137

7 اشعار

غزل شمارهٔ 137–شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 137

7 اشعار

غزل شمارهٔ 137–به مهر و ماه فلک کودکیست بازی سنج

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 137

7 اشعار

غزل شمارهٔ 138–حیفم آید ز خدنگ تو که بر خاک افتد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 138

7 اشعار

غزل شمارهٔ 138–صبحدم عرض چمن کن که هوا معتدل است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 138

7 اشعار

غزل شمارهٔ 138–ای ز تو قیل و قال ما همه هیچ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 138

7 اشعار

غزل شمارهٔ 139–دل خون و جگر پرخون بار دگرم شب شد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 139

9 اشعار

غزل شمارهٔ 139–غرض از چاشنی عشق توام درد و غم است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 139

7 اشعار

غزل شمارهٔ 139–قد بدا نور فالق الاصباح

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 139

9 اشعار

غزل شمارهٔ 140–عاشقان از خطت چو یاد کنند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 140

9 اشعار

غزل شمارهٔ 140–لطافتی که رخت را ز جعد خم به خم است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 140

7 اشعار

غزل شمارهٔ 140–هر لحظه نمایی به لباس دگرم رخ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 140

7 اشعار

غزل شمارهٔ 141–از سرو قدت کج نظران را چه گشاید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 141

7 اشعار

غزل شمارهٔ 141–هلال عید جستن کار عام است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 141

7 اشعار

غزل شمارهٔ 141–برآ به پای خرد گرد آن برآمده کاخ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 141

7 اشعار

غزل شمارهٔ 142–هر شبم بی تو به صد غم بگذرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 142

7 اشعار

غزل شمارهٔ 142–نهفته سیم به زیر قبا که این بدن است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 142

7 اشعار

غزل شمارهٔ 142–می رسد از دولت عشقم مدد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 142

7 اشعار

غزل شمارهٔ 143–کی بود کی که شب محنت من روز شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 143

7 اشعار

غزل شمارهٔ 143–آتش اندر خرمن ما زد رخت وین روشن است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 143

7 اشعار

غزل شمارهٔ 143–خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 143

11 اشعار

غزل شمارهٔ 144–از تنت گر قبا گشاده شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 144

7 اشعار

غزل شمارهٔ 144–یاقوت لب تو قوت جان است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 144

7 اشعار

غزل شمارهٔ 144–زاده عشقی هم ازو خواه زاد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 144

7 اشعار

غزل شمارهٔ 145–رخت که بر مه رخشان خطی ز نیل کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 145

7 اشعار

غزل شمارهٔ 145–مگو که قطع بیابان عشق آسان است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 145

7 اشعار

غزل شمارهٔ 145–نام خود را عاشق صادق کنم سویت سواد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 145

7 اشعار

غزل شمارهٔ 146–مدت رفتن آن مه به سفر دیر کشید

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 146

7 اشعار

غزل شمارهٔ 146–دلم ز هجر خراسان ازان هراسان است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 146

7 اشعار

غزل شمارهٔ 146–آنان که دست رد به رخ ما نهاده‌اند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 146

7 اشعار

غزل شمارهٔ 147–کس رخت را چو گل نظاره نکرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 147

7 اشعار

غزل شمارهٔ 147–کیست آن شوخ که مهمان تهیدستان است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 147

7 اشعار

غزل شمارهٔ 147–آنان که در فسون محبت فسانه اند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 147

7 اشعار

غزل شمارهٔ 148–چون قدح کز شراب پر گردد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 148

7 اشعار

غزل شمارهٔ 148–آن کیست سواره که بلای دل و دین است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 148

7 اشعار

غزل شمارهٔ 148–لعل لب تو اشک مرا خون ناب کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 148

7 اشعار

غزل شمارهٔ 149–داغ هجرم لب خشک از مژه تر می‌سازد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 149

7 اشعار

غزل شمارهٔ 149–روی خود را مگو شریک مه است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 149

7 اشعار

غزل شمارهٔ 149–جلوه گل رخت از طره چون سنبل کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 149

7 اشعار

غزل شمارهٔ 150–دلم از رشک صبا می لرزد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 150

7 اشعار

غزل شمارهٔ 150–ای که جان و دل آگاه تو را همراه است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 150

7 اشعار

غزل شمارهٔ 150–هر کس که سود چهره به راه تو سود کرد

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 150

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 8
  6. 9
  7. 10
  8. ...
  9. 37
پچھلا صفحہاگلا صفحہ